حبل¬المتین متینی

حبل ­المتین از قدیم­ترین نشریاتی است که در عصر ناصرالدین­شاه (ح. 1264-1313ق/1848-1896م) به مدیری و نویسندگی سیدجلال­الدین کاشانی (1280-1349ق/1864-1931م)، ملقب به مؤیدالاسلام، در کلکتۀ هندوستان منتشر می­شده است. نخستین شمارۀ حبل­ المتین در 10 جمادی­الثانی 1311/19 دسامبر 1893م و آخرین شمارۀ آن در آذر 1309/دسامبر 1930م انتشار یافته و با مرگ مدیر و نویسندۀ آن، نشریه هم تعطیل شده است.

نشر حبل­المتین در هند مانند نشریاتی چون ارشاد در باکو، اختر در استانبول، قانون در لندن و حکمت در مصر دربرگیرندۀ مقالاتی روشنگرانه در ستیز با استبداد سیاسی و دینی درون ایران بوده و بیشتر گفتارهای جلال­الدین کاشانی به توضیح و تحلیل آزادی و حکومت قانون و نقد مداخلات سیاسی روس و انگلیس در ایران اختصاص داشته است.

حبل ­المتین گذشته از محبوبیت در میان روشن­اندیشان ایرانی، نزد محافل مذهبی در شهرهای تهران و اصفهان و نجف نفوذ داشته و در دورۀ استبداد صغیر در ایران، علما را به مقاومت و ستیز با استبداد سیاسی و برقراری حکومت مشروطه برمی­انگیخته است. از آنجا که نشر و حتی خواندن حبل ­المتین در ایران ممنوع و مخاطره­آمیز بوده، دوستان و یاران جلال­الدین کاشانی در ایران به توزیع آن همت می­کرده­اند. انتشار حبل ­المتین در پی کودتای مرتجعان علیه مشروطه­خواهان دچار وقفه شد، اما با برقراری مشروطه در تهران بار دیگر امکان نشر یافت. ناگفته نماند که حبل­ المتین ناشر کتاب­ها و نشریات دیگری مانند مفتاح ظفر و آزاد به فارسی و مُلک و ملت به انگلیسی بود.

و امّا من سال­ها پیش در گفتاری دربارۀ بهار و نقد ادبی در مجلۀ ایران­شناسی، به اعترافی از ملک­الشعرای بهار (1265-1330ش/1886-1951م) در شرح احوال خود در مقدمۀ کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران اشاره کرده بودم. به این معنی که وقتی بهار در جوانی شعر و مقاله­ای برای انتشار در حبل­المتین می­فرستد، سیدجلال­الدین کاشانی، سردبیر آن نشریه، ضمن اعلام وصول آن به صراحت به بهار یادآور می­شود که شعرش خوب است و چاپ خواهد شد، اما مقاله­اش به علت نثر بد و نامفهوم آن قابل چاپ نیست.

استاد متینی در پی خواندن مقالۀ من ضمن ستایش از صراحت و صداقت جلال­الدین کاشانی می­گفت که پدر او از خویشان و یاران آن بزرگوار بوده و توزیع حبل ­المتین را که به صورت مخفیانه از هندوستان به ایران می­رسیده، برعهده داشته است تا آنجا که انتخاب نام خانوادگی ”متینی“ را برای خود از عنوان آن نشریه و نام جلال را برای فرزندش از نام سردبیر آزاده و دلیرش گرفته است.

و اما حالا که مرا به مساهمت در نوشتن یادداشتی در بزرگداشت استاد جلال متینی فراخوانده­اند، با یادآوری آن خاطره دیدم که به راستی جلال متینی فقط نام را از آن نویسندۀ سختکوش تبعیدی دلیر و دانشمند نگرفته است که در مراتب دوستداری از وطن و آزادی و آزادگی و صراحت و بی­پروایی در بیان عقیده نیز با نویسنده و مدیر حبل­ المتین همانندی­هایی دارد.

بخشی از آثار به جا مانده از استاد متینی، جدا از تصحیح متون باارزش قدیم فارسی، گفتارهایی است صریح و مستدل و دلسوزانه در بیان اهمیت وحدت ملی و قومی و فرهنگی ایران و حفظ تمامیت و استقلال ایران.

به راستی که حبل­ المتین متینی ریسمان محکم و پیوند استوار اوست با تاریخ و فرهنگ ایرانی و زبان فارسی و بزرگداشت او بزرگداشت تاریخ و فرهنگ ایرانی و زبان فارسی است.