اندر ترجمهء گلستان و بوستان به زبان آلمانی
در ماه اکتبر سال 1633 هیأتی مرکب از صد نفر از آلمانها بنابر فرمان امیر فریدریش اهل شلسویک هلشتاین1بقصد بسط روابط تجارتی و مقاصد سیاسی از راه مسکو عازم ایران شدند.کارگزار این هیأت مردی به نام آدام اله آریوس اهل آشرس لبن2 بود که کرسی فلسفه را در لایپزیگ ترک گفت بقصد این که اطلاعات بیشتری دربارهء کشورهای دوردست بدست آورد.قصد امیر که مخارج هنگفت شش سال مسافرت این هیأت را بعهده گرفت این بود که با تزار میکائیل فیودور و ویچ و شاه صفی3رابطه برقرار کند.
نتیجهء کار این سفارت که در آن پزشک و شاعر(پل فلمینگ)4میرزا و پیشخدمت و مترجم و سیاهی لشکر و غلام بچه شرکت کردند این بود که دو کتاب همراه آورند که خوانندگان فراوان یافتند و راه ادبیات فارسی را به کشور آلمان گشودند و در ادبیات قرن هفدهم آلمان مقام شایستهای احراز کردند.هشت سال پس از برگشت از ایران اله آریوس که اینک ریاضیدان درباری و کتابدار شلسویک5نامیده میشد کتاب خود را به اسم«شرح سفر به مسکو و ایران»6منتشر کرد که در آن اطلاعاتی از وضع روسیه و ایران در دسترس مردم آلمان گذاشت.در شماخی پایتخت شروان اله اریوس با گلستان و بوستان آشنایی بهمزد و در این شهر مردم به او فهماندند،هرکس که خواندن و نوشتن میداند نه فقط گلستان را در اختیار دارد،بلکه هرکس که میخواهد ممتاز و دانشمند باشد قسمتی از آن را از حفظ میداند و گهگاه نمونههایی از آن را بقصد چاشنی کلام بکار میبرد.این کتاب در آن زمان در اروپا گمنام نبود.یک فرانسوی به اسم اندره دو ریه7در سال 1634 در پاریس ترجمهای از گلستان را منتشر کرده بود8و کسی به اسم اکسن باخ9در توبینگن در 1635 آن را به زبان آلمانی درآورده بود.بدبختانه این کتاب خلاصهای از گلستان بود و از فرانسه ترجمه شده بود و عاری از لطف گلستان سعدی و در نتیجه مورد توجه قرار نگرفت.
در شماخی یک نفر روحانی دستنویسی از گلستان به اله اریوس بخشیده بود و پس از انتشار«سفر به مسکو و ایران»نامبرده دست به کار ترجمهء گلستان شد.از هیأتی که شاه ایران برحسب رعایت ادب به هلشتاین فرستاده بود،چند تن در آلمان اقامت گزیده بودند،کسی به اسم حق وردی و پسرش رضا.پدر در 61 سالگی زبان آلمانی آموخت و به دین مسیح گروید و خود را فریدریک کریستیان10نامید و 5 سال در خانهء اله اریوس ماند و به کمک صاحبخانه در ادامهء مطالعات ایرانشناسی شتافت با همکاری حق وردی گلستان به زبان لاتینی برگردانده شد.کتابدار حتی دستور داد در هلند بقصد چاپ متن گلستان حروف زبان فارسی بریزند.حق وردی در 18 ژانویه 1650 درگذشت و پسرش رضا که به اسم هانس گئورگ فارس18مصدر کاری در هلشتاین شده بود به اله اریوس در تدوین و ترجمهء گلستان کمک کرد.اما بخت یار او نشد و دانشمند دیگری به اسم گئورگ گنتس12که سالها به مطالعهء زبانهای خاور زمین پرداخته و هفت سال در کشورهای شرق بسربردهبود بر او سبقت جست و در سال 1651 در آمستردام متن گلستان را همراه ترجمهء لاتینی و حواشی منتشر کرده بود13و در مقدمه خطاب به امیر ساکس14پس از اشاره به جنگهای سی ساله15«در زمانی که هرزهکاران دشمن عسل زنبورداران را غارت میکنند و میدزدند و کندوی خشک را باقی میگذارند»اکنون موقع آن رسیده است که این گلستان به آلمان منتقل شود.16 اله آریوس متن گئورگ گنتس را کنار ترجمهء لاتینی خود قرار داد و از ترجمهء گلستان چشم پوشید.اما امیر وایمار17به او توصیه کرد که گلستان نه فقط به زبان لاتینی در آلمان بماند،بلکه ترجمهء آن به زبان مادری ما به زبان آلمانی18هم در دسترس همگان قرار گیرد.این توقع امیر اله اریوس را بر آن داشت که«ایرانی را به کسوت آلمانی درآورد و به زبان مادری گفتههای او را بیان کند.»19در سال 1654 این کتاب در شلسویک همراه ترجمهء حکم لقمان و چند ضرب المثل عربی20انتشار یافت و تا سال 1696 چندین بار تجدید چاپ شد و مورد توجه گویندگان و ادیبان آلمان قرار گرفت و به روایت گراف حتی گوته در دیوان غرب و شرق در حواشی ساقینامه،دو حکایت گلستان سعدی را از روی ترجمهء اله اریوس نقل کرده است.21
به تصدیق ادیبان المانی اله اریوس گلستان را به زبان ساده عاری از صنائع لفظی و تخیلات شاعرانه برگردانده و اگرچه خالی از لطف نیست،اما با در نظر گرفتن اصول ترجمهء امروزی نمیتوان آن را پذیرفت.نامبرده متن فارسی را در نظر داشته است و آن را بصورت آلمانیپسند قرن هفدهم درآورده است.تنها نشانهای که از گلستان سعدی باقی مانده است این است که گهگاه نثر عادی با چند شعر آلمانی آراسته میشود.
به عقیدهء گراف مترجم گلستان در سال 1846 باید دقت کرد که در برگرداندن اثری از زبانی به زبان دیگرنه فقط افکار نویسنده به خوانندهء بیگانه منتقل شود،بلکه ضروری است نظیر لذتی که از خواندن اثری به زبان اصلی نصیب میشود،در ترجمه هم البته بصورتی که برای همگان قابل ادراک باشد،برای دیگران فراهم گردد.
برعکس گلستان که مورد توجه و علاقهء فاضلان اروپا قرار گرفت بوستان تا مدت مدیدی نظر آلمانها را جلب نکرد.در سال 1696 پیوست به سفرنامهء اله اریوس و ترجمهء گلستان،بوستان نیز به اسم«باغ درخت فارسی»22به زبان آلمانی درآمد.اما این ترجمه از زبان هلندی بود که تصور ضعیفی از بوستان را ارائه میداد.نخستین ترجمهء آلمانی بوستان را خاورشناس اطریشی شلختا-وسهارد23در سال 1852 در وین انتشار داد.این خلاصه بیشتر نقل منظومی از محتوی بود تا ترجمهء بیتبهبیت.
دشواری مبهمی که کار مترجمین را با موانع گوناگون روبرو میساخت ازجمله در دسترس نبودن یک متن انتقادی بود.حتی اله اریوس شکایت دارد از این که نخسهنویسان اغلب بخشی از متن را حذف کرده و یا قسمتی به میل و ارادهء خود افزودهاند.از این جهت مترجمین به نسخههای انتقادی هندوستان و لندن و بخصوص به تفسیر سروری توسل میجستند.
پس از رفع این گرفتاریها بود که کارل هاینریش گراف در سال 1846 توانست ترجمهء گلستان را انتشار دهد.24بطوری که گراف در عنوان کتاب متذکر میشود،«از روی متن و تفسیر سروری از زبان فارسی برگردانده شده.»و دارای حواشی و اضافاتی است.این ترجمه از روی متنهایی که تا آن زمان قابل استفاده بودهاند فراهم شده و البته عاری از اشتباهات و افتادگیها نیست.پایان کتاب(ص 229 تا ص 239)به شرح زندگی سعدی از روی متن و حواشی پندنامهء عطار و بوستان و پندنامهء سعدی و انوار سهیلی و بهارستان جامی طبق چاپ سیلوستر دساسی25تدوین شده که البته با پژوهشهای امروزی دربارهء سفرهای شیخ به هندوستان و کاشغر جور درنمیآید.
ترجمهء گراف از این جهت اهمیت دارد که تا اندازهء مقدور به سبک بیان سعدی در گلستان وفادار مانده و کوشش او در پیروزی از نثر مسجع و ترصیح آشکارست و از همین جهت مقام ممتازی در ادبیات آلمان احراز کرده و هنوز هم به اعتبار خود باقی است.در سال 1858 گراف متن بوستان را در وین انتشار داد26و پیش از آن در سال 1850 ترجمهء آن نیز در وین از چاپ درآمد.27و تا آن زمان تنها ترجمهء کامل و مطابق اصل فارسی بشمار میرفت.پرچ28خاورشناس آلمانی که در سال 1882 مقدمهای بر بوستان فریدریش روککرت نوشته است،اثر گراف را هم از نظر نقل معنی و هم از لحاظ صورت شاعرانه قابل تقدیر مینامد.29
باوجوداین متن بوستان طبق برگردان فریدریش روککرت یکی از شاعران آزادیخواه و سرشناس آلمان،دانشمند و پژوهشگر به مرحلهای از کمال رسیده است که تا به حال برتر از آن از عهدهء هیچکس در زبان آلمانی برنیامده است.یکی از شاگردان روککرت به اسم نسّلمان30در مقدمهء ترجمهء گلستان31در سال 1864 توصیه میکند که همهء متن مترجمین این کتاب چه در گذشته و چه در آینده باهم همکار شوند تا نظیر بوستان روککرت بوجود آورند.32فریدریش روککرت(1866-1788)در آثار خود مردم را به مقاومت در مقابل جهانگشایی ناپلوئن ترغیب میکرد.بعدا استاد زبانهای خارجی در دانشگاه ارلانگن33و برلن گردید و ترجمههای او از زبان عربی(مقامات حریری)و هندی و فارسی مقام شامخی در ادبیات امروز آلمان دارد.ترجمهء بوستان در ماترک او یافته شد و در سال 1882 در لایپزیگ انتشار یافت.شاعر،بوستان را ظاهرا در سالهای آخر عمر به شعر آلمانی درآورده و فرصت اصلاح آن را نیافته است.از همین جهت برخی خطاهای کوچک که ممکن است در متنهای آن زمان وجود داشته بوده باشد و افتادگیهایی قابل چشمپوشی است.
چنین بنظر میرسد که متن در اختیار روککرت همان باشد که هارینگتن در سال 1791 در کلکته تهیه کرده بوده است.34در برگزیدن بحر آلمانی هم روککرت بحر شش هجایی تکیهدار را بر بحر پنج هجائی گزاف ترجیح میدهد تا بیشتر با وزن متقارب هماهنگ باشد35علاقهء شاعر به این که بحر آلمانی را حتی الامکان نزدیک به بحر متقارب بوستان درآورد تنظیم حکایت
«تکش با غلامان یکی راز گفت -که این را نشاید به کس بازگفت»
به دو بحر شش هجائی و پنج هجائی آلمانی است.برای نمونه دو بیت این حکایت به پامب شش پایهای و پامب 5 پایهای نقل میشود:
Fu?rst Takasch sagt” einst ein Gehimnis Seinen Knechten,/Das anderen Leuten sie nicht sagen mo?chten.
Takasch-Schah vertaut” ein Gehimnis den Knechten,/Damit sie an Niemand es ausbringen mo?chten!36 روککرت در دستنویس خود اشاره میکند:شاید برخی این لحن را مناسبتر یابند و شاید کس دیگری زحمت بیشتری بر خود هموار کند و آن را در ترجمهء تازهای بکار برد.37
دو سال پس از مرگ فریدریش روککرت شاگرد او نسلمان در سال 1864 ترجمهء نوینی از گلستان در برلین انتشار داد و آن را به آموزگار و استاد خود در هنر ترجمهگزاری تقدیم کرد.بعید نیست که شاعر این گلستان را دیده و حتی آن را اصلاح کرده باشد.38
در طی این سالها ترجمههای دیگری به زبانهای لاتینی و فرانسه و انگلیسی و متنهای انتقادی نوینی منتشر شده بودند و نسلمان در مقدمهء خود اشاره میکند که از آنها استفاده کرده است.نامبرده متن انتقادی سمهله39را کاملتر تشخیص میدهد و اقرار میکند که بعضی اشعار گلستان را از روی ترجمهء گراف نقل کرده و پوزش میخواهد که ممکن است ذکر اشعار گراف کمتر از اندازهای باشد که او یادآوری کرده است.ترجمهء گراف در سال 1864 انتشار یافته و 18 سال بعد ترجمهء نسلمان چاپ و نشر شده و مقایسهء نثر و نظم این دو با یکدیگر کفهء ترازو را به سود مترجم نخستین نشان میدهد.
نسلمان در مقدمه از خود میپرسد که آیا او با وجود ترجمههای موجود گلستان ذیحق بوده است کتاب خود را عرضه کند و قضاوت خوانندگان را محک اعتبار قرار میدهد. پاسخ این پرسش را به خوانندگان آلمانیزبان واگذار میکنیم و عقیده داریم که تشخیص رجحان یک اثر بر دیگری سودی برای ارزیابی مقام شامخ سعدی در ادبیات آلمان و اروپا ندارد،اما این نکته که در طی سیصد سال ترجمههای نوینی از گلستان قطع نمیشود،نشان میدهد که تا چه اندازه این ایرانی جای خود را در روح و دل مردم اروپا باز و حفظ کرده است.
اشارهای به دیوان شعر فارسی اثر یولیوس هارت40نیز لازم است.نامبرده در کتاب خود تحت عنوان گلچینی از شعر فارسی از رودکی تا تعزیهخوانی قریب 24 صفحه به سعدی اختصاص داده و بخشهایی از بوستان و گلستان و یک قصیده و قطعات دیگر را اغلب به ترجمهء دیگران نقل کرده است.
در قرن بیستم نیز ترجمهء گلستان ادامه یافت.در سال 1921 فریدریش رزن41 مترجم رباعیات خیام«راهنمای رفتار با انسان»شامل باب هشتم گستان و چند اثر دیگر سعدی را منتشر کرد.
در سال 1967 رودلف گلپکه42منتخبی از حکایات گلستان را تحت عنوان«صد و یک حکایت گلستان»انتشار داد و آن را«کتاب دعای هنر زندگی در خاور زمین»43 نامید.گلپکه گلستان سعدی را به فارسی برنگردانده بلکه معنی و محتوی حکایات را به زبان آلمانی درآورده است.
در سال 1892 در لایپزیگ و وایمار بار دیگر دیتر بللمان44به تنقیح گلستان از روی ترجمهء گراف میپردازد و بصورت شایستهای منتشر میکند.در پایان کتاب نامبرده 17 صفحه به زندگی و طرز تفکر سعدی و شیوهء خاص او در بیان تجربیات اندوختهء زندگی و نتائج اخلاقی حکیمانهء او اختصاص میدهد.45
بللمان بخصوص انساندوستی یک شخصیت برجستهء ادبی را معرفی میکند که قصدش در آثار خود اصلاح زندگی اجتماعی است.اهمیت سعدی را در تمایلات صوفیانه توام با واقعیتگرایی جستجو میکند.تصوف او سخت با زندگی روزمرهء افراد و اجتماع ارتباط دارد.اگر بخواهیم تنقیح متن گراف را از دید بللمان مورد مداقه قرار دهیم باید اقرار کرد که او کلام گراف را از عیب و نقص پاک نساخته است او در بعضی موارد زبان گراف قریب صد و پنجاه سال پیش را بصورت امروزی درآورده و گهگاه تمایلات رومانتیکی سلف خود را رئالیستیتر بازگو کرده است.
برای ما ایرانیان نکتهء جالب این است که هنوز آثار سعدی در همهء کشورهای آلمانی زبان چه در آلمان فدرال و چه در جمهوری دموکراتیک آلمان زنده و جاویدست و دانشمندان کشورهای متمدن آثار شاعر شیراز را جزو فرهنگ جهانی میشمارند.
یادداشتها
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
قمصلح الدین سعدی:گلستان سیاسی(کشورداری)و در عین حال لذتبخش دربارهء سرنوشت انسان ترجمه از فارسی به شعر لاتینی همراه توضیحات لازم به قلم گئور گیوس گنتیو
(14)- Kurfu?rst von Sachsen
(15)-جنگهای سی ساله میان اطریش و اسپانی از یک سو و فرانسه 1648/1618
(به تصویر صفحه مراجعه شود) (20)-(به تصویر صفحه مراجعه شود) گلستان فارسی که در آن حکایات خوش و گفتههای دقیق و پرمعنی و قواعد سودمند چهار صد سال پیش توسط یک شاعر تیزدل(به اسم)شیخ سعدی به زبان فارسی نوشته شده و اینک توسط آدام اله اریوس به یاری یک ایرانی سالمند بنام حق وردی به زبان آلمانی ترجمه شده و همراه نقشهای مسکوب در شلسویک در سال 1654 انتشار مییابد
(21)- Goethe,West-O?stlicher Divan,Inselverlag Leipzig 1965,S.202-203 یکی حکایت:سالی که سلطان محمد خوارزمشاه باختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد،و دیگری را در گلستانهای در دسترس نیافتم.
(22)-(به تصویر صفحه مراجعه شود) ضمیمه«سفر مسکو و ایران»
(به تصویر صفحه مراجعه شود) (40)-تاریخ ندارد
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
(به تصویر صفحه مراجعه شود)

