هدف ها و سیاست های بانک مرکزی ایران، از ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۷

هدف­ها و سیاست­های بانک مرکزی ایران، تألیف حسنعلی مهران، شرح و تحلیلی است از شکل‌گیری و تحولات نظام پولی و بانکی و سیاست­های اقتصاد کلان در ایران قبل از انقلاب. کتاب متشکل از 11 فصل، 3 پیوست، ۱۱جدول آماری و تعداد فراوانی سند است. موضوع کتاب مهم است، به­خصوص این روزها که مسئلۀ اقتصاد همه­جا مطرح است و بهبود سیاست‌گذاری اقتصادی در صدر دستور کار دولت ایران قرار گرفته است و طرح و پیاده کردن اصلاحات لازم نیاز به درک درست از اقتصاد و تجربه‌های تاریخی آن دارد. در این زمینه، کتاب مورد بحث از چند نظر برای درک بهتر تاریخ اقتصادی ایران و درس گرفتن از گذشته بسیار بااهمیت است.

نخستین جنبۀ مهم، نگارش آن به دست کسی است که در یک دورۀ سرنوشت­ساز در دهۀ 1350ش/1970م در مقام ریاست بانک مرکزی و در موقعیت­های مهم دیگری در سیاست‌گذاری اقتصادی ایران شرکت داشته است. از این جنبه، کتاب حاوی اطلاعات دست اولی است که برای پاسخ به بسیاری سوال‌های مبرم کمک می‌کنند؛ سوال‌هایی که از کنجکاوی تاریخی فراتر می‌‌روند و به امروز و آینده هم مربوط می­شوند. مثلاً، چنان که در فصل­های هشتم و دهم کتاب به تفصیل شرح داده شده است، بعد از افزایش بی­سابقۀ درآمد نفت و شتاب گرفتن تورم در اواسط دهه 1350، بانک مرکزی می‌توانست نسبت نرخ دلار به ریال را ثابت نگه دارد یا بالا یا پایین ببرد و از هر کدام از آن سیاست‌ها هم بر حسب نوع برداشت از مفهوم نرخ تعادلی دلار به نحوی دفاع کند. چنین وضعیتی در سی سال گذشته چندبار تکرار شده است و هر بار بانک مرکزی عکس‌العمل متفاوتی نشان داده است که هر کدام آثار خود را بر تورم و واردات و صادرات و تولید داخلی گذاشته­اند. در اواسط دهه 1350، بانک مرکزی بر آن شد که ریال را قدری تقویت کند. اینکه چطور این تصمیم گرفته شد و نیروهای مختلف چه نقش‌هایی در آن داشتند پرسش­های شایان توجهی هستند که پاسخ به آنها نیاز به اطلاعات کسانی دارد که درگیر آن تصمیم‌گیری بوده­اند و نویسندۀ کتاب پاسخ لازم را به تفصیل و با دقت عرضه می‌کند. مثال مهم دیگر نحوۀ تعامل بانک مرکزی با بانک­های خصوصی و مشکلاتی است که در منضبط کردن آنها وجود داشت؛ به­خصوص که این بانک‌ها بعضاً مورد سوء استفاده برخی افراد متنفذ قرار می‌گرفتند و سلامت نظام بانکی و پولی کشور را به خطر می‌انداختند. در این خصوص هم مسئله به هیچ­وجه کهنه نشده است و تکرار این مشکلات را بارها مشاهده کرده­ایم.

جنبۀ مهم دیگر کتاب تخصص و تیزبینی نویسندۀ آن است. حسنعلی مهران اقتصاددانی مبرز و متخصصی برجسته در امور بانک‌های مرکزی است که جدا از فعالیتش در ایران، سال‌ها مشاور عالی در امور پولی و ارزی صندوق بین­المللی پول بوده و با بانک­های مرکزی فراوانی کار کرده و تجربۀ بسیار اندوخته است. این جنبه به بحث­های کتاب عمق خاصی می‌بخشد. نویسنده در بسیاری قسمت‌ها به شرح نحوه عملکرد و معضلات اقتصاد کلان می­پردازد تا مشکل طراحی و اجرای سیاست‌های اقتصادی را، که بانک مرکزی با آن درگیر بوده است، به­خوبی روشن کند. در واقع، بعضی بخش‌های کتاب برای کسانی که می‌خواهند درک ژرف‌تری از نظام پولی و بانکی و سیاست‌گذاری اقتصادی پیدا کنند درس­آموز و مفید است.

سومین جنبۀ قابل توجه کتاب این است که نویسنده به مشاهدات و خاطرات خودش بسنده نکرده و با استفاده از مدارک، اطلاعات و خاطرات دیگر دست‌اندرکاران سیاست‌گذاری اقتصادی، مخصوصاً رؤسای سابق بانک مرکزی، سعی کرده است تصویری کامل و تاریخی از نظام پولی و بانکی در ایران قبل از انقلاب ارایه کند. کتاب همچنین این دست‌اندرکاران را معرفی کرده و عملکردشان را در زمینۀ تحولات نظام اقتصادی آن دوره ارزیابی می‌کند.

پیوست‌ها، جداول و سندهای ضمیمۀ کتاب داده‌های مهم و مدارک قابل توجهی را در اختیار خواننده می‌گذارند که به درک دقیق‌تر بحث­ها کمک می‌کنند و به­ویژه در پژوهش‌های اقتصادی آینده مفید خواهند بود.

با این همه، جنبۀ نه چندان دلپذیر کتاب ویرایش آن است که خواندن متن را مشکل می‌کند. البته این مشکل در بعضی فصل‌ها، به خصوص فصل‌های اولیه که تاریخچۀ بانک مرکزی و شخصیت­های مهم آن معرفی می­شوند، بیشتر به چشم می­خورد و فصل‌های نیمۀ دوم کتاب که بیشتر تحلیلی­اند، روان‌تر و بهتر تنظیم شده­اند. خوشبختانه چاپ دیگری از این کتاب در راه است که قرار است در آن این مسئله حل شود.

به هرحال، ترکیب جنبه‌های خوب کتاب، یعنی تجربیات شخصی نویسنده در مقام سیاست‌گذار و مشاور بین­المللی در امور اقتصادی، به کار گرفتن اطلاعات بسیاری دیگر از دست­اندرکاران و معرفی و ارزیابی خود آنها، استفاده از داده‌ها و سندهای موجود و بالاخره توانایی و قابلیت نویسنده در مقام متخصص امور بانک‌های مرکزی، این نوشته را از خاطرات و تاریخ شفاهی سیاست‌گذاران دیگر و از متون پژوهشی موجود متمایز می‌کند. در ضمن، کتاب نکات جدید و  بیان تازه‌ای از کارکرد نظام اقتصادی و سیاسی قبل از انقلاب را پیش می­نهد.

در بسیاری مواقع نویسنده کوشش می‌کند نشان دهد که توسعۀ سریع اقتصاد ایران در دهه 1340 و در قسمتی از دهۀ 1350 مرهون کارآیی و زحمات بی­وقفۀ عدۀ زیادی از متخصصان ایرانی بوده است که آرزوی بهروزی مردم کشورشان را داشتند و نظام سیاسی آن زمان را پدیده­ای در حال تحول می‌دیدند که می­شد به ”زور قدرت شاه و استفاده از آن، هرج و مرج سیاسی دهه ۲۰ را کنار گذارد و با قاطعیت به پیشرفت مملکت و ساختن زیربناهای آن پرداخت.“[1] این نکتۀ مهمی است که باید آن را هم در برآورد علل رشد اقتصادی و هم در ارزیابی عملکرد دولتمردان آن دوره در مد نظر نگاه داشت، ولی در ضمن نباید فراموش کرد که بسیاری از این افراد از اواخر دهه 1340 به بعد شروع به کناره­گیری کردند یا کنار گذاشته شدند. کتاب چندین مثال مهم از این دست ذکر می­کند و به­ویژه یادآور می­شود که با وجود اینکه دورۀ خدمت رئیس بانک مرکزی در قانون پولی و بانکی ۱۳۳۹ سه سال تعین شده بود و در ۱۳۵۱ به پنج سال افزایش پیدا کرده بود، هیچ­یک از رؤسای منصوب­شده بعد از ۱۳۴۷ بیش از دو سال­و­اندی در آن مقام نماندند.[2] به هر تقدیر، شواهد فراوانی در دست است که نشان می­دهد نظام شاه با رشد فوق‌العاده سریعی که در اواسط دهه 1340 ایجاد کرده بود، در آخر آن دهه شروع به افول کرد و برای ارزیابی عملکرد در آن دوره شناخت عوامل پدیدآورندۀ این روند مهم است. بعضی ناظران شخصیت شاه و به خود غره شدنش را علت اصلی بر می­شمارند، بعضی‌ها مشکل را به گردن شخصیت­های دیگر می­اندازند، برخی سیل درآمد نفت را در اوایل دهه 1350 متهم می­کنند و برخی دیگر هم به مجموعه­هایی از عوامل داخلی و خارجی دیگر اشاره می­کنند. کتاب به خیلی از این عوامل اشاره دارد، ولی دست آخر قدرت متمرکز را مسئول می­شناسد،[3] یعنی همان مشخصه‌ای از نظام که عامل محرک تجهیز نیروها در دهه 1340 بود. این نکته خواننده را به آنجا می­کشاند که چه راه‌هایی برای گذار از قدرت متمرکز وجود داشت و نخبگان جامعه چه رویکردهایی را باید در پیش می­گرفتند. ولی این خود موضوع کتابی دیگر است.

[1] مهران، هدف­ها و سیاست­های بانک مرکزی ایران، 237.

[2] مهران، هدف­ها و سیاست­های بانک مرکزی ایران، 226.

[3] مهران، هدف­ها و سیاست­های بانک مرکزی ایران، 239.