تئاتر، اخلاق، و تنویر افکار: علی نصر و نمایشنامه­نویسی

تئاتر، اخلاق، و تنویر افکار: علی نصر و نمایشنامه­نویسی[1]

سعید طلاجوی

مدرس ادبیات، نمایش و سینمای ایران، دانشگاه سنت­اندروز

سعید طلاجوی Saeed Talajooy <st83@st-andrews.ac.uk> دانش­آموختۀ دانشگاه تهران و دانشگاه لیدز انگلستان در زمینۀ ادبیات و نمایش تطبیقی است. طلاجوی از سال 1377 تا به حال در دانشگاه­های تهران، علامه طباطبایی، یو­سی­ال، کمبریج و سرانجام سنت­اندروز ادبیات و نمایش انگلیسی و سپس ادبیات تطبیقی، ادبیات فارسی و سینما و نمایش ایران تدریس کرده و در همین زمینه‌ها مقالات و کتاب­های فراوانی به چاپ رسانیده است. زمینۀ اصلی پژوهش­های او روند بازخوانی روایت­ها، گونه‌های هنری و هویت­های ایرانی در ادبیات، نمایش و سینمای ایران است.

پژوهشگران و پیشکسوتان تئاتر ایران سیدعلی نصر (١٢٧٤-١٣٤٠) را پدر تئاتر ایران می‌دانند. این عنوان که باید آن را جدا از عنوان پدر نمایشنامه‌نویسی ایران دانست،[2] از آن روی به نصر داده شده است که میانه­روی سیاسی و همکاری روشنگرانه و غیروابستۀ او با دو دولت پهلوی، در کنار شخصیت آرام و دوست­داشتنی، و فعالیت­های فرهنگی او منجر به تحول اساسی جایگاه تئاتر در ایران شد. نقش او در ایجاد اولین هنرستان هنرپیشگی ایران و کارهایش در مقام یکی از پُرکارترین کارگردانان، نمایشنامه­نویسان و مدیران تئاتر ایران در سال­های 1295 تا 1325 نمونه‌هایی شاخص از تأثیر نصر را نشان می­دهند که باعث ایجاد و بسط شیوه‌های آموزشی تئاتر، هدفمندی و منظم شدن اجراهای تئاتری، ایجاد اولین تئاتر دائم ایران، و تبدیل تئاتر به هنری قابل احترام در عرصۀ عمومی جامعۀ ایران شد. این نوشتار در عین بررسی کتاب اخیر فرشته کوثر دربارۀ نصر، به نقش نصر در روند رشد تئاتر و نمایشنامه­نویسی در ایران و جایگاه نمایش اخلاق­گرای دورۀ مشروطه در تاریخ تئاتر ایران نیز می­پردازد.

عنوانی که فرشته کوثر برای کتاب خود برگزیده به­خوبی نشان­دهندۀ نقش منحصر­به­فرد نصر در تداوم یکی از مهم­­ترین رویکردهای اجتماعی ایرانیان به نمایش نو در سال­های پایانی قرن سیزدهم و سال­های آغازین قرن چهاردهم خورشیدی است. اما چنان­که کوثر هم به­خوبی نشان می‌دهد، نقش نصر در تئاتر ایران به این رویکرد اخلاق­گرا، روشنگرانه و تعالی­بخش منحصر نمی‌شود، چون نصر در پذیرش تئاتر به عنوان هنر و ایجاد فضاهای آموزش فنی تئاتر به عنوان هنری گروهی و چند بُعدی نقش بسیار مهمی داشته است. کتاب کوثر که در دو جلد منتشر شده است، علاوه بر 24 نمایشنامۀ برگزیده از میان بیش از 100 اثر تألیفی یا اقتباسی نصر، حاوی یک پیشگفتار نُه صفحه­ای دربارۀ انگیزۀ کوثر در گردآوری آثار نصر و خاطرات او از نصر، یک مقدمۀ جامع 70 صفحه‌ای دربارۀ زندگی نصر، یک بحث 30 صفحه‌ای دربارۀ نمایشنامه‌ها، آثار غیرنمایشی و مشاغل اصلی او، و چند عکس و سند از دوره‌های گوناگون زندگی نصر است. مقدمۀ کوثر-که بخش­های مهمی از آن با ارجاع به زندگینامۀ خودنوشت اما چاپ­نشدۀ نصر و چند منبع معتبر دیگر نوشته شده است-طولانی‌ترین و جامع‌ترین نوشتار منتشرشده دربارۀ نصر است و نویسنده به­رغم اینکه نوۀ دختری نصر و خواه­ناخواه دوستدار پدربزرگ بوده است، توانسته با نگاهی عینی و بی­اغراق نوشتار جامعی دربارۀ رویدادهای زندگی نصر، نقش­­آفرینی او در تئاتر و عرصۀ فرهنگ ایران و مسئولیت­های اداری او در ایران در سال­های 1290 تا 1335 به دست دهد.

کوثر روایت خود را از کودکی نصر آغاز می­کند و با ایجاد تصویری زنده از پسری پُرجنب­و­جوش و باهوش خواننده را در جریان روایت هویت نصر می‌گذارد، به نحوی که خواننده به­­خوبی می‌تواند نقش استعداد ویژه، تربیت خانوادگی و محیط مناسب، ارادۀ فردی و درگیری­های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دورۀ رشد نصر را در ویژگی­هایی ببیند که بعدها در او در مقام آموزگار و نویسندۀ کتاب­های درسی، پژوهشگر، مدیر، نویسنده و مدیر تئاتر، مدیر ارشد ادارات گوناگون و استاندار، وزیر یا سفیر ظاهر شدند. پس از بررسی دورۀ کودکی نصر و اشاره به تحصیلات او در مدارس شرف، علمیه و آلیانس، کوثر با تأکید بر توانایی‌های زودهنگام نصر توضیح می‌دهد که او از چهارده سالگی به عنوان آموزگار زبان فرانسه و ریاضی در همان مدرسه و سپس در چند مدرسۀ دیگر به تدریس و همزمان به تألیف و ترجمۀ کتاب­های درسی پرداخت. کوثر می­نویسد که پس از چند سال آموزگاری، نصر در وزارت مالیه شروع به کار کرد، در هنگام جنگ جهانی اول به فرانسه رفت و بعد از برگشتن از فرانسه، ”کمدی ایران“ را بنیاد نهاد و در کنار کار تئاتر مراتب ترقی را در ادارۀ مالیه و دیگر وزارتخانه‌ها طی کرد و در پست­های مهمی نظیر استاندار مازندران، معاون وزیر کشور، وزیر پست و تلگراف، و سفیر ایران در چین و پاکستان انجام وظیفه کرد.

مقدمۀ کوثر مانند دیگر آثار نوشته­شده دربارۀ شخصیت­های شاخص دورۀ مشروطه و سال­های آغازین قرن چهاردهم ایران، در چند مورد برای پرهیز از حدس و گمان از ارجاع به تاریخ دقیق رویدادها خودداری می‌کند. با این همه، جز یکی دو جا دچار سردرگمی تاریخی نیست و خواننده را نیز سردرگم نمی‌گذارد. برای مثال، اینکه نصر در پانزده سالگی، یعنی در سال 1289ش/1328ق، کتاب تاریخ یونان تألیف سنیبوس را برای مدرسۀ علوم سیاسی ترجمه کرده و کتاب تاریخ ایران تا جلوس احمدشاه را ”برای مدارس متوسطه“ نوشته باشد یا در هفده یا هجده سالگی، یعنی در سال 1291 یا 1292ش/1331ق شش جلد کتاب علم الاشیاء نوشته باشد،[3] هر چند غیر ممکن نیست، کمی دور از ذهن به نظر می‌رسد. اما با توجه به اینکه می‌دانیم نصر این کتاب­ها را ترجمه و تألیف کرده است، می­شود گفت که شاید با نمونه‌ای از اشتباهات همیشگی آن دوره در ثبت تاریخ تولد افراد مواجه باشیم. نمونۀ دیگر اینکه کتاب در نهایت معلوم نمی‌کند که نخستین سفر نصر به فرانسه در چه سالی بوده است و آیا چنان که برخی می‌گویند، در فرانسه تئاتر خوانده یا آن­طور که علی­اصغر گرمسیری می‌گوید برای بازگرداندن و نجات دانشجویان ایرانی از خطر جنگ جهانی اول به فرانسه رفته بوده است.[4] با این حال، می‌توان حدس زد که سفر او بین سال­های 1293و 1295 بوده و همان­طور که خود نصر گفته است، ”در آنجا چندی در تئاتر آنتوان در پاریس کار کرده و صورت سازی» آموخته است.­“[5] بُعد دیگری از زندگی نصر که کماکان مبهم می­ماند فعالیت­های تئاتری او در سال­های بین 1305 و 1317 است که تقریباً هیچ اطلاعات دقیقی دربارۀ آنها نداریم. با دقت در بحث­های مطرح­شده در کتاب کوثر می­توان حدس زد که او به احتمال زیاد درگیر مدیریت­های گوناگون در استان­های گوناگون ایران بوده است. برای مثال، چنین می­نماید که نصر حدود سه سال از اوایل 1315 تا اواسط 1317 استاندار مازندران بوده و در مهار دامنۀ اعتیاد به تریاک در این استان نقش مهمی ایفا کرده است. اما کتاب هیچ توضیحی دربارۀ فعالیت­های تئاتری او در این دوره به دست نمی­دهد.[6] برخی می‌گویند که گروه کمدی ایران تا سال 1304 فعال بوده و برخی دیگر فعالیت­های این گروه را تا سال 1309 ذکر کرده‌اند.[7] اما اسکویی می‌گوید که شرکت کمدی ایران بعد از وقفۀ دو ساله­ای که به سبب رفتن نصر به اروپا در کار آن افتاده بود، از سال 1305 دوباره آغاز به کار کرد و تا چند سال ماهی دو سه بار برخی از نمایشنامه‌های اقتباسی و تألیفی فراوانی را اجرا می‌کرده است که نصر بین سال­های 1292 و 1303 تهیه کرده بود. اما در خصوص چند­و­چون و میزان همکاری نصر با گروه سند خاصی وجود ندارد و کتاب کوثر هم شرایط این دوره را توضیح نمی‌دهد.[8]

با این همه، مقدمۀ کوثر بسیار جامع­تر از بقیۀ نوشتارها دربارۀ نصر است و از آنجا که کوثر از روایات گفتاری و نوشتاری جدیدی نظیر گفته­های مرسده بایگان، هایده بایگان و چند تن دیگر از آشنایان نصر یا زندگینامۀ چاپ­نشدۀ خود او بهره برده است، نتیجۀ کار بسیار خواندنی و برای پژوهشگران تئاتر و دیگر علاقه‌مندان تاریخ ایران سودمند است. این امر به­ویژه دربارۀ رابطۀ نصر با رضاشاه و بازتاب برخی از کارهای اداری نصر در آثارش قابل توجه است. برای مثال، کوثر نشان می‌دهد که چگونه رابطۀ درستی که نصر با رضاشاه داشت و قدرت او در بیان مستقیم مشکلات باعث آگاهی شاه و عملکرد بهتر او در خصوص مسائلی می‌شد که دیگران به او خبر نمی‌دادند. در مقابل، نصر نیز در نمایشنامۀ حرف­های بکر از زبان شخصیت­ها به توصیف بهبود شرایط ایران در دورۀ رضاشاه می‌پردازد یا در نمایشنامۀ زندگانی آقامحمد یا نتیجۀ اثرات تریاک بحث­هایی را مطرح می‌کند که زمینۀ تلاش خودش و رضاشاه برای مهار اعتیاد به تریاک را ایجاد کرده بود. کوثر با بهره­گیری از همین منابع به اقامت نصر در امریکا در سال 1330 و 1331 و نوشتن چند مونولوگ برای برنامه‌های فارسی صدای امریکا و تلاش او برای ارائه سناریویی به هالیوود برای ساختن فیلم به زبان فارسی نیز اشاره می‌کند که به نوبۀ خود نشان­دهندۀ تلاش نصر برای گسترش فعالیت­های فرهنگی و راه­اندازی مجدد صنعت سینمای ایران یا ایران­محور نیز هست.[9]

آنچه بیش از همه برای من، و شاید برخی دیگر از خوانندگان کتاب، جالب باشد موفقیت کوثر در نشان دادن نگاه اخلاق­گرا و روشنگرانۀ نصر به تئاتر و اهمیتی است که به حضور زنان در عرصۀ عمومی جامعه و تئاتر می‌داده است. کوثر هم در مقدمه و هم در گزینش نمایشنامه‌های کتاب به­خوبی از عهدۀ معرفی این دو ویژگی برمی‌آید و در حین بررسی نمایشنامه‌های نصر نیز نشان می‌دهد که او چگونه زنان را برابر با مردان، و در بسیاری از موارد و به­ویژه در امور اخلاقی بهتر از مردان می‌دانسته است. برای اینکه به درک بهتری از اهمیت این نگاه برسیم لازم است که تاریخچۀ این نوع نگاه و اهمیت نصر در تداوم و اوج­گیری این نگرش را بیشتر بررسی کنیم.

 

نگاهی به تاریخ رویکرد اخلاق­گرا و روشنگرانه در تئاتر ایران

نمایش­های اجراشده در مدرسۀ دارالفنون در سال­­های بین ١٢٦٥ تا ١٢٧٠ و اجراهای گروه­های ارمنی در همان سال­ها و سال­های پس از آن نشان می­دهد که اجراهای تئاتری با شیوه‌های اجرایی نو و در سبک­های تلفیقی ایرانی-اروپایی از سال­های میانی قرن سیزدهم خورشیدی در ایران شروع شده و نمایش نوین در میان درباریان، آموزگاران و دانش­آموزان مدرسۀ دارالفنون و برخی اقلیت­های دینی جا باز کرده بود.[10] اما آنچه که تئاتر نوین را به فضای عمومی ایران وارد کرد، تأکید کنُشگرانِ سیاسی و روشنفکران سال­های ١٢٨٠ تا ١٣٣٠ و به­ویژه افرادی نظیر میرزا رضا نائینی، مؤیدالممالک فکری و سیدعلی نصر بر این امر بود که تئاتر در کنار مطبوعات و آموزش فراگیر در مدارس غیردینی از ابزارهای اصلی روشنگری اجتماعی برای دستیابی به جامعه­ای پیشرو و قانونمند است.[11] هرچند که در چند دهۀ اخیر با ورود رادیو، سینما، تلویزیون، و کانال­های ماهواره‌ای و شبکۀ جهانی اینترنت این دیدگاه کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، شواهد امر نشان می‌دهد که دیدگاه این روشنفکران به هیچ­وجه نادرست نبود؛ از آن رو که یکی از بزرگ­ترین معضلات ایران در سال­های مذکور بی­سوادی بخش بزرگی از مردم و نبود فضاهای همگانی آزاد و غیردینی برای بحث­های اجتماعی و سیاسی روشنگرانه بود. به همین سبب، ایجاد فضاهایی که بتوان در آنها با زبانی ساده و به صورت گفتاری دربارۀ مشکلات مردم و نیازهای بنیادین کشور گفت­وگو کرد و راه­حل­های درست یا دست­کم قابل توجهی برای آنان به دست داد توجه بسیاری از کنشگران اجتماعی را برمی­انگیخت.

یادداشت­های توضیحی دربارۀ نمایش­های بومی ایرانی نظیر بقال­بازی یا اجرا در فضاهای غیرمذهبی قدیم نظیر قهوه‌خانه‌ها نشان می‌دهند که طرح بحث یا طنز اجتماعی و سیاسی در فضاهای غیرمذهبی و در نمایش­های بومی ایران سابقه­ای طولانی داشته است.[12] اما این نوع نقدهای جدی یا هجوآمیز، به­رغم تأثیرگذاری گاه­به­گاه، به سبب استفاده از الگوهای اندیشه­ورزی و چاره­یابی فرسوده پذیرای گفتمان غالب باقی می­ماند و کارگزاران این نوع نمایش­ها در بیشتر مواقع نقد خود را در سطح بیان دلخوری نگه می­داشتند، یا در فضاهای نیمه­خصوصی دربارۀ مشکلات روزمره و اقتصادی متلک­پرانی و شوخی می­کردند. به همین خاطر، بسیاری از افراد این نوع نقد را روشی برای تخلیۀ خشم می­دانستند یا نمایش را مطربی دانسته و بی­ارزش قلمداد می­کردند. در نهایت کار نیز اصول اساسی گفتمان غالب اجتماعی و سیاسی نقدناپذیر می‌ماند و جایگاه شاه، روحانی یا پهلوان آرمانی در مقام کسانی که چارۀ کار و نجات­بخش هستند نقد نمی‌شد. اما شکل­گیری تئاتر نوین به منزلۀ عرصه­ای عمومی توان بالقوۀ فراوانی برای رهایی­بخشی داشته است. تئاتر نوین به سبب خاستگاه مدرن و الگوبرداری از جوامعی که پیش­تر در راه مدرنیته گام نهاده و نتایج مهمی گرفته بودند، علاوه بر بیان معضلات و هجو و نقد اجتماعی، الگوهای رفتاری و بیانی جدیدی را به جامعه عرضه می­کرد که روش­های جدید دیدن، شنیدن، و اندیشیدن را به صورت عملی به تماشاگر نشان می‌داد. علاوه بر این، بسیاری از دست­اندرکاران تحصیل‌کردۀ دورۀ نخست تئاتر ایران، به آموزش همگانی زنان و بهبود جایگاه اجتماعی آنان اهمیت می‌دادند و افراد مدرن و تحصیل­کرده را در جایگاه قهرمان رهایی­بخش یا الگوی مناسب جامعۀ جدید قرار می‌دادند.

چنان­که ژاک رانسیر می­گوید، رهایی­بخشی سیاسی هنر بیشتر از آنکه وابسته به نقد سیاسی مستقیم یا برانگیختن احساسات انقلابی باشد بستگی به توان اثر هنری در نمایش و گستردن دامنۀ باورها، صداها و رفتارهای برابری­گرا و رهایی­بخشی دارد که در جامعه می‌توان شنید، دید و چونان رفتار درست یا قابل احترام به آن اندیشید و درباره­شان گفت­وگو کرد.[13] در واقع، رهایی در معنای درست خود با تغییر یک رژیم سیاسی و به قدرت رسیدن یک دیدگاه آرمانی پُرمدعای جدید که در نهایت تمامیت­خواه خواهد بود به دست نمی‌آید. رهایی حاصل روندی است که فقط هنگامی اوج می‌گیرد که باورها و رفتارهای واپس­گرا یا خرافی‌ای که با ابزارهای گفتمان­­های غالب به عنوان ”امر مقدس“ یا ”عقل سلیم“در جامعه جا افتاده‌اند دستخوش تحول شوند و نحوۀ اندیشیدن دربارۀ قدرت و روش­های خشونت­بار یا توطئه­آمیز دستیابی و حفظ آن رفته­رفته منطقی­تر و غیرحذفی شود تا حرکت به سوی جامعه‌ای چندصدایی و پذیرای دیدگاه­های گوناگون ممکن شود. این نوع تحول همواره نسبی و تا حدودی فرسایشی است؛ یعنی رویکردی که ممکن است چند عنصر رهایی­بخش را برای جامعه به ارمغان بیاورد ممکن است در درازمدت بازدارنده و تمامیت­خواه شود. درست به همین علت است که نهادینه شدن دیدگاه­های چندصدایی و پذیرای ”دیگری“ و ”دیگراندیشی“ نقش مهمی در تداوم روند رهایی و رشد اجتماعی دارد. دیدگاه هنری و فرهنگی رهایی‌بخش همواره ابعاد درون­فرهنگی و بینافرهنگی دارد. یعنی هنرمند اندیشمندی که برای بهبود اوضاع فرهنگ خود می‌کوشد با توجه به باورها و راه­کارهایی که در گذشته یا حال در فرهنگ خود یا فرهنگ­های دیگر باعث رشد شده‌اند به بازخوانی داده‌های فرهنگ بومی خود می‌پردازد، باورها و رفتارهای نهادینه­شده‌ای را که باعث پس‌رفت جامعه می­شوند به پرسش می‌گیرد و با عرضۀ الگوهای جدید باعث تحول می‌شود. در این میان، هنرهای نمایشی این توان را دارند که باورها و راه­کارهای رهایی‌بخش و شیوه‌های نوین دیدن، شنیدن و اندیشیدن را به شکل عینی جلوی چشم بیننده بگذارند.

توجه به تئاتر نوین به منزلۀ محیطی برای بیان افکار روشنگرانۀ سیاسی و اجتماعی یا ترویج دیدگاه­های فرهنگی رهایی­بخش دربارۀ سوادآموزی، گسترش نقش زنان در جامعه، مردم­سالاری، و برقراری قوانین عرفی و حقوق شهروندی بسیاری از روشنگران سال­های 1280 تا 1330 را به این نتیجه رساند که تئاتر به اندازۀ خبرنامه‌ها و مدارس نوین برای ایجاد جامعه­ای پیش­رو ضروری است. در دنیای کتاب و اندیشه و تلاش برای بهبود امور از بالا، چرخ­های این نوع اندیشه­ورزی رهایی­بخش از اواخر قرن دوازدهم از دورۀ فعالیت­های قائم­مقام فراهانی و عباس­میرزا به جنبش درآمده بود، اما به علت عقب­ماندگی اقتصادی کشور و باورهای واپس­گرایانۀ سردمداران دین و بخش بزرگی از سران قوم قاجار که نمی‌خواستند منافع و ابزارهای سلطۀ خود را از دست بدهند فضای عمومی ایران به اندازۀ کافی تغییر نکرده بود. این امر به­ویژه از آن رو بود که ناصرالدین­شاه نیز به­رغم دلبستگی به تجدد و حمایت­های گه­گاهش از فعالیت­های پژوهشی و ترجمه و نگارش کتاب­های علمی و تاریخی، به سبب هراس از دست دادن قدرت همواره در دوگانگی مانده بود و در نهایت نیز در چنبرۀ اصلاحات سطحی و عوامل رویه‌نگر تجدد اسیر ماند. از سوی دیگر، روحانیون نیز که قرن­ها نقش راویان نمایشی داستان­های دینی، ناصحان عرصۀ عمومی، گردانندگان مدارس، قانون­نویسان پشت ­و ­پیش پرده و قاضیان امور مردم را ایفا کرده بودند علاقه‌ای به این نداشتند که این نقش را با نوگرایان تحصیل­کرده سهیم شوند یا به آنها اجازۀ رقابت واقعی و نمایشی در عرصۀ عمومی یا ایجاد مدارس جدید یا آموزش دختران بدهند. به همین دلیل، آنها نیز به نوبۀ خود با استفاده از حربۀ تکفیر و بهره‌گیری از اوباشی که همیشه آمادۀ شکستن و آتش زدن و به هم ریختن فعالیت­های هنری و فرهنگی بوده و هستند جلوی فعالیت­های فرهنگی غیردینی را می‌گرفتند.[14]

به همین سبب، شکل­گیری نخستین نمونه‌های بازتاب بیرونی و همگانی توجه روشنگران به فعالیت­های نمایشی تا سال­های جنبش مشروطیت به تعویق افتاد. مهم­تر از آن، بسیاری از روشنفکران برای پرهیز از درگیری با روحانیون و پیروان آنها به رویکردهای تلفیقی و تلاش برای توجیه فعالیت­های نوگرا با گفتمان­های نیمه­دینی رو آوردند.[15] در این میان، نمایش برای بقای خود و برای اینکه بتواند از تکفیر بگریزد و جایی در میان مردمی باز کند که هنوز اسیر ذهنیات دینی بودند، به بیان اخلاقی مستقیم هم رو آورد. بدین ترتیب، ویژگی اصلی بسیاری از نمایش­های تولیدشده در سال­های بین 1285 تا 1305 تلاش برای ”تنویر افکار“ و معرفی آرمان­های تجدد در قالب­هایی بود که اخلاقی بودن این آرمان­ها را با روش­های گوناگون گوشزد می‌کرد. در دورۀ نخست اوج‌گیری اجراهای نمایشی، نمایش­های سیاسی و انقلابی انجمن اخوت و شرکت علمیۀ فرهنگ در انجمن اخوت، تالار مسعودیه، و پارک­های تهران با همین شیوه شروع به نقش‌آفرینی در عرصۀ عمومی ایران کردند و در کنار خبرنامه‌هایی که افراد باسواد در قهوه‌خانه‌ها با صدای بلند برای مردم عادی می‌خواندند، نقش مهمی در ‌آگاهی‌دهی اجتماعی ایفا کردند.[16] تبلور ابعاد گوناگون و گاهی بیش ‌از ‌حد همین دیدگاه اخلاق‌محور و روشنگرانه را می‌توان در آثار نمایشی مؤیدالممالک فکری، کمال­الوزرا محمودی، سیدعلی نصر، میرزارضا نائینی، میرزاده عشقی و بسیاری از دیگر نویسندگان سال­های 1280 تا 1330 نیز دید. جالب این است که بسیاری از افرادی که در سال­های انقلاب مشروطه و پس از آن به کارهای نمایشی می‌پرداختند، در سال­های بعد نقش‌آفرینان اصلی امور سیاسی و فرهنگی کشور شدند و به­رغم ادامۀ توجه به نمایش به منزلۀ امری فرهنگی، از دنیای فعالیت­های نمایشی فاصله گرفتند.

 سیدعلی نصر یکی از همین افراد بود. اما، چنان­که فرشته کوثر نشان می‌دهد، برخلاف دیگر همکارانش که برخی زودهنگام درگذشتند و دیگران که یک­به­یک دنیای نمایش را ترک کردند و غرق در دنیای مدیریت و درگیری­های سیاسی شدند، علاقۀ فراوان او به نمایش و بی­علاقگی­اش به بازی­های سیاسی باعث شد که دنیای نمایش را هیچ­گاه کاملاً ترک نکند. بدین ترتیب، در سال­های بین 1300 تا 1325، نصر بدل به نمایندۀ اصلی همین رویکرد اخلاقی و آموزشی به تئاتر شد که به نوبۀ خود باعث تعالی جایگاه فرهنگی تئاتر و کوتاه شدن نسبی زبان بدگویان و کهنه­پرستان منتقد تئاتر شد.

چنان­که نصر می‌گوید، آغاز علاقۀ او به تئاتر در چهارده سالگی (1288) و در زمانی بود که سیدعبدالکریم محقق‌الدوله، ظهیرالدوله و جمعی از آزادی­خواهان دیگر در پارک ظل­السلطان، خانۀ اتابک در لاله­زار، باغ ظهیرالدوله و خانۀ دیگر افراد بانفوذ یا در طبقۀ بالای چاپخانۀ فاروس نمایش­های انقلابی و فرهنگی اجرا می­کردند.[17] نصر می‌گوید که با دیدن اجرای فرانسوی نمایش بورژوای نجیب‌زاده عاشق تئاتر شد و با دیدن نمایش ارشدالدوله در پارک ظل­السلطان به قدرت تئاتر پی برد و علاقۀ مردم به دیدن این نمایش باعث شد که همواره سعی در بالا بردن جایگاه این هنر در میان مردم داشته باشد.[18] نصر فعالیت­های نمایشی‌اش را در همان سال­های نوجوانی، احتمالاً در سال 1290، در شرکت علمیۀ فرهنگ (1286-1292) شروع کرد  که با سرپرستی محمدعلی فروغی و همکاری کسانی همچون سلیمان­میرزا اسکندری، علی­اکبر داور و عبدالله مستوفی اداره می‌شد و بعدها در شرکت تئاتر ملی (1292-1294) ادامه داد که با همکاری همان افراد و با سرپرستی عبدالکریم محقق­الدوله تشکیل شد. بنا بر گزارش نصر، همکاران شرکت علمیۀ فرهنگ که سالی دو یا سه نمایش اجرا می‌کردند و شرکت تئاتر ملی که برنامۀ مرتب­تری داشتند برخی از عایدات اجراهای نمایشی خود را صرف ساختن مدرسۀ فرهنگ کردند. مستوفی هم همین موضوع را تأیید می‌کند و می‌گوید که این مدرسه که در زمین اهدایی فرمانفرما در تخت زمرد (منیریه) ساخته شد بعدها ”پانزده بهمن“ نام گرفت و ساختمانش اولین ساختمان استاندارد مخصوص مدرسه در ایران بود. مستوفی اضافه می‌کند که در بسیاری از نمایش­های این دوره افرادی که اغلب در دادگستری، نظمیه و وزارت خارجه مشاغل مهم داشتند گاهی نقش­هایی را ایفا می‌کردند که به کارهای عادی آنها هم ربط داشت و کسانی همچون داور، محمد ملکی و محمود بهرامی غالباً از تجارب و دانش روزمرۀ خود استفاده می‌کردند تا به نقش­های خود رنگ و آب واقعی بدهند.[19] بنا بر گزارش مستوفی، نصر کار هنری خود را با بازی در نمایشی با عنوان اوضاع نظام قدیم و طرزی که باید در نظام جدید اتخاذ شود شروع کرد که خود مستوفی نوشته بود.[20] عنوان این نمایش و عناوین دیگری که در کنار نمایشنامه‌های ترجمه­شدۀ فروغی و خلیل فهیمی از فرانسه و انگلیسی به چشم می‌خورند نشان­دهندۀ نگاه خاص اعضای شرکت علمیۀ فرهنگ و شرکت تئاتر ملی به نمایش به مثابه ابزار روشنگری و ترویج وطن‌پرستی و اخلاق‌گرایی نوین است که از آن جمله‌اند: نتیجۀ علم و اثرات جهل، از عشق تا وطن­پرستی، مشتری پرمدعا، در محکمۀ عدالت. این رویکرد نزدیک به واقعیت و اخلاق‌گرا حتی در شاخص­ترین آثار دهۀ 1290، یعنی آثاری نظیر سرگذشت یک روزنامه­نگار یا عشق در پیریمؤیدالممالک فکری هم دیده می‌شود. با این حال، بهترین آثار این دوره بیش از آنکه در سطحی ساده‌انگارانه اخلاق‌محور باشند، در پی ترویج دانش و تغییر دیدگاه مردم نسبت به آموزش و مدارس جدید، نقش زنان در جامعه، خردورزی غیردینی، درک مفهوم درست آزادی و آزاداندیشی، نهادینه شدن حقوق شهروندی و دیگر عناصر گفتمان تجدد هستند.

فهرست دقیقی از اقتباسات و تألیفات دورۀ نخست فعالیت­های نمایشی نصر در دست نیست، اما با توجه به اینکه بخشی از فعالیت­های دو گروه مذکور اجرای نمایشنامه‌های اقتباسی از فرانسه و انگلیسی بود و نصر هم از نوجوانی تجربۀ ترجمه داشت، بعید نیست که برخی از نمایشنامه‌های اجراشده با همکاری نصر تهیه شده باشند.

فعالیت­های نمایشی نصر با سفر او به فرانسه و آشنایی بیشتر او با نمایش اروپا در حین جنگ جهانی اول و سپس راه­اندازی گروه کمدی ایران[21] در اواخر سال 1295 و سپس اجرای مرتب نمایش در گراندهتل ادامه پیدا کرد. اما در سال­های پس از کودتای اسفند 1299 به علت مسئولیت­های گوناگونی که به او داده شد از شدت فعالیت­هایش در نمایش کاسته شد. سبب اصلی این کاهش در واقع عدم حضور او در پایتخت بود. با این حال، سرانجام در سال 1317 و با شکل­گیری سازمان پرورش افکار امکان دستیابی به آرزوی خود برای پیشبرد تئاتر ایران را پیدا کرد و پس از اجرای 51 نمایش در همین سازمان، هنرستان هنرپیشگی را در سال 1318 و تماشاخانۀ تهران-بعدها تئاتر تهران و تئاتر نصر-را که اولین سالن دائم تئاتر بود در سال 1319 راه­اندازی کرد. نصر تا سال 1323 که مسئولیت سفارت ایران در چین به او داده شد مدیریت هر دو نهاد را به عهده داشت و با مدیریت کم­نظیر خود و نوشتن، اقتباس و کارگردانی تعداد زیادی نمایشنامه زمینۀ ایجاد گروه­های تئاتری متعدد و تبدیل تئاتر ایران به هنری ماندگار، قابل احترام و موفق را ایجاد کرد.

بنابراین می‌توان حدس زد که بیشتر آثار نمایشی نصر بین سال­های 1295 و 1325 نگاشته یا اقتباس شده‌اند و به احتمال زیاد پرکارترین سال­های او بین 1295و 1305 و سپس 1317 و 1325 بوده‌اند. چنان­که کوثر هم می‌گوید، شیوۀ اقتباسی نصر، به­ویژه در دورۀ نخست، بر ایرانی‌سازی و بازآفرینی به زبان فارسی روزمره تأکید داشته است و در دورۀ دوم هم همین روش تا حدودی ادامه داشته است. به همین علت، نمایشنامه‌های نصر، چه اقتباسی و چه تألیفی، اغلب خواندنی و ساده­اند. چنین رویکردی را می­ توان حتی در عناوین نمایشنامه‌های اقتباسی‌اش نیز دید. برای مثال، نمایش حسن جنیاقتباسی از نمایش نیرنگ­های اسکاپن (Les Fourberies de Scapin) اثر مولیر است. به همین ترتیب، مهارت او در ایرانی­سازی و نوشتن گفت­وگوهای جدی یا طنز فارسی در عین وفاداری به متن را نیز می‌توان در نمایش 37 شاهی جناب میرزا (Le Bourgeois Gentilhomme) اثر اوژن لابیش یا جناب خان و حسادت آمدلی (Jalousie de Barbouillé) اثر مولیر دید. اما مهم­تر از آن شخصیت­های واقع­گرایانه‌ و موقعیت­های ملموس و دقیقی است که او در نمایشنامه‌هایی نظیر عجب پوکری، یک و دوی زن و شوهر یا سر به سر گذاشتن جمشید و زینت می‌آفریند؛ همین­طور است درک دقیق او از تفاوت نحوۀ سخن گفتن طبقات متفاوت جامعه در نمایشنامه­‌هایی نظیر عوام­فریب سالوس.

 کوثر فهرست جامعی از نمایشنامه‌های نصر عرضه کرده که برای پژوهشگران تئاتر بسیار مفید است. اما چنان­که پیش­تر گفتم، آنچه مهم­تر است توجه کوثر به درک نصر از جایگاه زنان در جامعه، ارائه تصاویر سازنده دربارۀ ازدواج و خانواده و جامعۀ مدرن و تلاش نصر برای ایجاد فضایی امن برای آموزش و رشد زنان و مردان طبقات مختلف جامعه و فعالیت­های فرهنگی و نمایشی زنان است. کوثر با روشی مناسب نخست رویکرد نصر به زندگی زناشویی و احترام او به زنان را با ذکر چند نمونه از زندگی عادی نصر شروع کرده و بعد از نشان دادن توجه او به حقوق همسر و تحصیل دخترانش و اهمیتی که به آموزش و جایگاه زنان در اجتماع می‌داده است، همین ویژگی‌ها را در نمایشنامه‌های او پی‌گیری می‌کند؛ از آن جمله‌اند توجه نصر به مسئلۀ خیانت و بی‌بند­و­باری مردان در نمایش مردها این­جورند، ضرورت حقوق برابر برای زنان و مردان و تقدس ازدواج در نمایش طلسم مادربزرگ یا تعدد زوجات، و تیزهوشی و کارایی زنان باسواد در نمایش گلنار و نوروز یا خانم خانه‌دار. کوثر نمونه‌‌های دیگر رویکردهای برابری­گرا و روشن­اندیش نصر را هم ذکر می‌کند؛ از آن جمله‌اند توجه نصر به اهمیت سواد در بسیاری از نمایشنامه‌هایش و به­ویژه در عروسی آقاحسین­آقا یا تا این­جوریم همین است، نادرست بودن نازیدن به اجداد یا ثروت در نمایش نجفقلی­بیگ یا پوچ بودن تلاش برای کسب دانش یا هنر به قصد خودنمایی و در عین حال ارزشمندی دانش و هنر در نمایش جناب خان.[22]

توجه کوثر به جنبه‌های اخلاقی و روشنگرانۀ نمایشنامه‌های نصر منجر به عدم توجه او به فرم­های نمایشی نمی‌شود. کوثر می‌داند که نصر به سبب رویکرد واقع­گرایانه و اخلاقی خود بیشتر به دنبال ساده‌نویسی و ساده‌گویی بوده است تا نمایشنامه‌هایش برای همگان قابل فهم باشد. اما نشان می‌دهد که ساده‌نویسی چندان هم ساده نیست. در عین حال، با توجه به طنز خوشایند و هنوز معتبری که در آثار نصر به چشم می‌خورد، به دست­اندرکاران و دانشجویان تئاتر پیشنهاد می‌کند که آثاری نظیر اقتباس نصر از نمایش این هم یک جور عروسی است اثر مارک میشل و آلبرت مورین را به اجرا دربیاورند. کوثر نشان می­دهد که نصر چگونه در این اثر ارزش­های نادرست و زرنگ­بازی­های پوچ افراد را به خوبی به نمایش گذاشته است و به نقد طنزآمیز نصر دربارۀ کاغذبازی‌ و فساد اداری در نمایشنامۀ قوزی نیز می‌پردازد و نشان می‌دهد که نصر با روشی خلاقانه یک شخصیت منفی را به عنوان شخصیت اصلی نمایش در مرکز توجه قرار می­دهد و با استفاده از تک­گویی نیات او را در اختیار بیننده قرار می‌دهد.

تنوع و کیفیت آثار نصر به گو‌نه‌ای است که به سادگی می­توان او را یکی از نمایشنامه­نویسان برجستۀ سال­های رکود نمایشنامه‌نویسی در ایران دانست. به­ویژه آنکه دست­کم دو یا سه اثر او، از جمله عجب پُکری یا فردوسی را می‌توان از آثار شاخص نمایشنامه­نویسی ایران بین سال­های 1300 تا 1325 به حساب آورد. با این حال، فضای سیاسی پُرتنش سال­های دهۀ 1320 امکان گسترش بیشتر فعالیت­های تئاتری را از نصر گرفت. نصر حتی در سال­هایی که در چین تایپه سفیر بود و لابه­لای کارهای سفارت به ایران سفر می‌کرد نیز به کارهای نمایشی خود ادامه می‌داد. به قول خودش، ”تا اواخر دی­ماه 1325 سی­و­دو تئاتر تصنیف و شصت­و­نه تئاتر ترجمه و اقتباس کرده و سی­و­یک منلگ [مونولوگ] “ نوشت.[23] اما از اواخر دی­ماه 1325، یعنی هنگامی که به عنوان وزیر پست و تلگراف وارد کابینۀ قوام شد، دیگر مستقیم درگیر کارهای نمایشی نشد و این پرهیز پس از پایان دورۀ وزارتش در شهریور 1326 نیز ادامه پیدا کرد.

مصطفی اسکویی که در یکی از دوره‌های نخست هنرستان هنرپیشگی هنرجو بود و در سال­های بین 1325 تا 1332 در کسوت هنرپیشه با گروه چپ­گرایان نمایش ایران، یعنی گروه عبدالحسین نوشین در تئاتر فرهنگ و بعد گروه همسر، شاگردان و دوستان نوشین در تئاتر سعدی همکاری می‌کرد، فاصله گرفتن نصر از دنیای نمایش و حتی سفیر شدن او را نتیجۀ توطئه مهدی نامدار و احمد دهقان می­داند. از دیدگاه اسکویی، برخلاف نصر که بیشتر به آرمان­های هنری می­اندیشید، نامدار و دهقان برای رسیدن به اهداف شخصی خود در پی دستیابی به امکانات هنرستان هنرپیشگی و تماشاخانۀ تهران بودند. اسکویی به­ویژه در مورد دهقان که به ریاست تماشاخانۀ تهران رسید موضع می­گیرد، چون از دیدگاه او هدف دهقان این بود که با استفاده از فضای تئاتر فعالیت­های سیاسی خود را بسط بدهد و به دسیسه­چینی برای دیگران و بیکار کردن هنرمندان رقیب بپردازد.[24] کوثر با خردمندی از تکرار این اتهام پرهیز می‌کند، اما با ذکر دو موضوع نشان می‌دهد که نصر به­رغم تلاش وطن‌دوستانه برای همکاری و همراهی با رضاشاه و محمدرضاشاه و جلب کمک آنها برای پیشبرد تئاتر در ایران، درک درستی از عناصر مثبت گفتمان­های رقیب داشته و علاقه‌ای به سرکوب آنها و به قول خودش ”هوچی‌گری“ نداشته است. یکی از این دو موضوع این است که نصر در نوشته‌هایش به نمایشی که برای سوسیالیست­ها نوشته اشاره می‌کند و در حین توضیح مهربانی پسرش احمد (1297-1313)، که در نوجوانی او را از دست داده بود، می‌نویسد: ”در بازی دیگر که به اسم حسن رعیت برای سوسیالیست­ها نوشته بودم [احمد] گریۀ زیادی کرد و می‌پرسید آیا حال رعایای ایرانی همیشه اینطور خواهد بود.­“[25] البته نوشتن این نمایشنامه مربوط به سال­های فعالیتش در کمدی ایران، و به احتمال زیاد بین سال­های 1297 و 1306 و اجرایی که به آن اشاره می‌کند به حتم بین 1304 و 1307 رخ داده است، یعنی زمانی که برخی از سوسیالست­ها هنوز نسبت به همکاری با رضاشاه امیدوار بودند و گفتمان سوسیالیستی ایران نیز هنوز در چنگال امپریالیسم کمونیستی شوروی اسیر نشده بود. اما تمایلات کلی نصر و انسان­دوستی و وطن‌پرستی او را به خوبی نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که بحث اصلاحات ارزی از دیرباز برای روشنفکران ایران اهمیت داشته است. از سوی دیگر، وجود این نمایشنامه و اجرای آن نشان می‌دهد که در صورتی که فضای اندیشه و سیاست ایران به علت تندروی­های دورۀ دوم رضاشاه، و بعدها فرصت‌طلبی بریتانیا، اشغال ایران و رویکردهای امپریالیستی امریکا و شوروی بازیچۀ درگیری­های جنگ سرد و لاجرم دوقطبی نمی‌شد چپ­گرایان‌، مشروطه‌خواهان و راست­گرایان غیر‌مذهبی ایران توان این را داشتند که با یکدیگر همکاری کنند و برای نوسازی و آبادنی ایران گام بردارند. مورد دیگر آنجاست که کوثر ناخرسندی نصر نسبت به فعالیت­های دهقان و نامدار را از زبان خود نصر بیان می‌کند: ”اما افسوس که در نتیجۀ مأموریت چین و واگذاری تماشاخانۀ تهران منظور و هدف اصلی از میان رفت و بازار تجارت آغاز گشته تماشاخانه محلی برای شیادی و هوچی­گری شد.­“[26] نصر به­ویژه به این افتخار می‌کرد که در دورۀ ‌راه­اندازی و مدیریت هنرستان و تماشاخانۀ تهران، کارگردانان و هنرپیشگان بسیار خوبی را تربیت کرده و با استفاده از اساتید بسیار متشخص و ایجاد فضایی اخلاقی باعث ایجاد علاقۀ جوانان و جلب اعتماد و ثبت­نام دختران در هنرستان هنرپیشگی شده بود. از همین رو، در جایی دیگر با ابراز ناخشنودی از جو بعد از کودتا می‌نویسد: ”باری امروز که این یاداشت­ها را می­نویسم صنعت تئاتر را از بین برده‌اند و هنرپیشگان بیچاره که برای زندگی مجبور به کارند همه شاکی و لعنت متصدیان خود می­نمایند.­“[27]

بدین نحو، کوثر بدون اتهام زدن به افراد نشان می‌دهد که نصر به علت ناخرسندی از جو ناخوشایند و رقابت­های ناجوانمردانۀ سیاست­زدگان از دنیای تئاتر ایران فاصله گرفت. و سرانجام، در هنگام اوج­گیری درگیری­ها و ترورهای سیاسی اواخر دهۀ 1320 در سال 1328 به عنوان سفیر کبیر ایران در کشور تازه­تأسیس پاکستان به آن کشور اعزام شد و حتی پس از پایان مأموریتش تا چند سال به ایران برنگشت و درگیر کشمکش­های سیاسی دورۀ کودتا نشد. با خروج نصر از فعالیت­های تئاتری، جانشین او در تماشاخانۀ تهران، یعنی دهقان، به شکل روز افزونی درگیر تبلیغات سیاسی ضدکمونیستی و حمایت از دربار شد. فعالیت­های تئاتری صحنۀ رقابت تئاتر فرهنگ (1325-1323)، کلوپ (1326-1325) و فردوسی (1327-1326)-که به مدیریت یا همکاری کارگردان مهمی همچون عبدالحسین نوشین اداره می­شد-و تئاتر تهران به مدیریت دهقان شد. موضوع این رقابت یا کشمکش به هیچ­وجه در انتخاب نمایشنامه‌ها نبود، چون نوشین سواد تئاتری کم­نظیری داشت، در مدرسۀ هنرپیشگی نیز زیر نظر نصر تدریس کرده بود و در عین چپ­گرا بودن خود را درگیر نمایشنامه‌های تبلیغاتی چپ‌گرا نمی‌کرد. پس از یک دیدگاه، رقابت این دو گروه به­ویژه تا آنجا که به کیفیت کارهای نوشین ربط داشت باعث تحول چشمگیر استانداردهای اجرایی تئاتر ایران شد، ولی صحنۀ تئاتر را به شکل روزافزونی دوقطبی و سیاسی کرد. در نتیجه، حتی با اینکه نوشین هیچ اثر به اصطلاح چپ‌گرایانه‌ای را به صحنه نبرد، تئاتر فردوسی با دستگیری نوشین در بهمن­ماه 1327 تعطیل شد. و پس از آن ترور دهقان در خردادماه سال 1329 و حوادث بعد از آن و به آتش کشیده شدن تئاتر سعدی در حین کودتای 28 مرداد نیز پروندۀ یکی از مهم­ترین دوره‌های تئاتری ایران را بست.

می‌توان گفت که کتاب کوثر با بررسی زندگی و آثار نصر و انتشار گنجینه‌ای از 24 نمایشنامه که خواننده را به دنیای آرمان­ها، آرزوها و کاستی­های ایرانیان سال­های 1285 تا 1325 می‌برد دریچۀ کم­نظیری به دنیای نمایشی، اجتماعی و سیاسی سال­های زندگی سیدعلی نصر می‌گشاید و پژوهشگران تاریخ و نمایش ایران را مستقیماً با آثار و دیدگاه­های شاخص این شخصیت فرهنگی ایران آشنا می­سازد.

[1]فرشته کوثر (گردآورنده و ویراستار)، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار: علی نصر و نمایشنامه­نویسی (نیو هیون: نشر فرود، ١٤٠١)، 2 جلد.

[2]عنوان پدر نمایشنامه­نویسی ایران معمولاً به فتحعلی آخوندزاده یا میرزاآقا تبریزی داده می­شود. آخوندزاده آثار نمایشی‌اش را در سال­های بین 1229 تا 1235 به ترکی آذری و میرزاآقا تبریزی آثارش را به فارسی در سال­های 1249 تا 1251 نوشته است. هر دو نویسنده در کاربرد زبان پیشرو بوده و برخلاف بسیاری از آثار ادبی آن‌ دوره، از زبان گفتاری ساده و همه­فهم استفاده کرده‌اند.

[3]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 33.

[4]از سخنرانی علی­اصغر گرمسیری در 18 خرداد 1367 در مصطفی اسکویی، سیری در تاریخ تئاتر ایران (تهران: آناهیتا، 1378)، 236-237. هر دو روایت کمی دور از ذهن­اند. اولی به سبب جنگ جهانی اول، زیرا منطقی نیست فردی برای تحصیل به میدان جنگ کشورهای اروپایی برود و دومی به علت اینکه نصر در هنگام شروع جنگ، یعنی سال 1293، نوزده ساله بوده و بعید است که چنین مأموریت مهمی را به او داده باشند. با این حال، می‌توان گمان کرد که او به عنوان یکی از مترجمان گروه اعزامی برای بازگرداندن دانشجویان ایرانی به اروپا رفته باشد.

[5]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 41.

[6]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 105-106؛  به نقل از کتاب چاپ­نشدۀ نصر، تاریخ زندگانی خانواده، جلد 3، 185.

[7]جمشید ملک‌پور، ادبیات نمایشی در ایران: ملی­گرایی در نمایش (1300-1320 ه.ش.) (تهران: توس، 1386)، جلد 3، 37.

[8]اسکویی، سیری در تاریخ تئاتر ایران، 237.

[9]در صفحۀ 105 کتاب، کوثر به نقل از صفحات 141 تا 148 تاریخ زندگانی خانواده اثر نصر می­نویسد که نصر خلاصۀ زندگانی آقامحمد یا نتیجۀ اثرات تریاک را به زبان فرانسه نوشت و برای بررسی به هالیوود فرستاد و در صفحۀ 125 می‌افزاید که نصر در سال 1951 فیلم­نامۀ آفتاب زیر ابر پنهان ‌نمی­ماند را نوشت و به هالیوود عرضه کرد. ممکن است که این دو اثر در واقع یک اثر با دو نام یا دو اثر متفاوت باشند.

[10]برای بررسی این اجراها و آثار آخوندزاده و تبریزی، بنگرید به

Saeed Talajooy, “A History of Iranian Drama (1850-1941),” in A History of Persian Literature. Vol. 11. Literature of the Early Twentieth Century: From the Constitutional Period to Reza Shah. ed. Ali Asghar Seyed Ghorab (New York and London: I.B. Tauris, 2005), 353-410, particularly 360-79.

[11]یکی از بهترین اسناد این نوع نگاه مقالۀ میرزارضاخان طباطبائی نائینی در روزنامۀ تیاتر (4 ربیع­الاول 1326ق/17 فروردین 1287ش) است که در آن تئاتر، مدرسه و روزنامه ملزومات اصلی ترقی تمدن دانسته شده­اند. بنگرید به میرزا رضاخان طباطبائی نائینی، روزنامه تیاتر و نمایش شیخ علی میرزای حاکم بروجرد، به کوشش محمد گلبن و فرامرز طالبی (تهران: چشمه، 1366)، 21. خود روزنامه تاریخ 4 ربیع­الاول 1326ق برابر با 5 مه 1908م را نوشته است که مطابق است با 15 اردیبهشت 1287ش. اما تاریخ میلادی ثبت­شده در روزنامه درست نیست، چون 4 ربیع­الاول 1326 برابر با 6 آوریل 1908 و 17 فروردین 1287 است.

[12]بنگرید به شرح بقال­بازی لوطیان در حسین­بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان، ویراستۀ محمد (منوچهر) ستوده (تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1342)، 86-87.

[13]Jacques Rancière, The Politics of Aesthetics: The Distribution of the Sensible, trans. Gabriel Rockhill (London: Continuum, 2004), 12-13.

[14]یکی از نمونه‌های این نوع برخوردها، قطع برق و آتش زدن تجهیزات نمایش تاجر ورشکسته در حین اجرای این نمایش در خانۀ ظهیرالدوله در شب 19 جمادی­الثانی 1331ق/5 خرداد 1292ش بود که خسارات فراوانی به شرکت علمیۀ فرهنگ وارد کرد. بنگرید به روزنامه آفتاب، شمارۀ 185 (17 جمادی­الثانی 1331ق)، 2؛ شمارۀ 187 (24 جمادی­الثانی 1331ق)، 3؛ شمارۀ    189 (28 جمادی­الثانی 1331ق)، 3.

[15]بنگرید به ماشالله آجودانی، مشروطۀ ایرانی (تهران: اختران، 1382)، به­ویژه 385 تا 410.

[16]ناظم­الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان (تهران: آگاه ،۱۳۵۷)، جلد 2، ۱۲۲. برای اطلاعات بیشتر، بنگرید به

Edward Browne, The Press and Poetry of Modern Persia (Cambridge: CUP, 1914), 7-166.

[17]اجرای این نمایش­ها به احتمال فراوان از تابستان 1288 در پارک­ها و خانه­های مذکور شروع شد و گروه از زمستان همان سال در طبقۀ بالای چاپخانۀ فاروس به کار خود ادامه داد. قدیمی­ترین مدرکی که برای این اجراها وجود دارد، آگهی شرکت علمیۀ فرهنگ برای اجرای نمایشی در طبقۀ بالای چاپخانۀ فاروس است که در صفحۀ اول روزنامۀ ایران نو به تاریخ 6 ذی‌حجه 1327ق/28 آذر 1288ش منتشر شده است.

[18]به نقل از سیدعلی نصر، ”آتشی که خاموش نمی‌شود،“ خواندنیها، سال 15، شمارۀ 104 (28 شهریور 1334)، 39-40. نمایش ارشدالدولهاحتمالاً در شهریور 1390، یعنی بلافاصله پس از شکست ارشدالدوله از قوای آزادی­خواه به فرماندهی یپرم­خان، اجرا شده است.

[19]عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من (تهران: زوار، 1388)، جلد 2، 315-316.

[20]یکی از گزارشهای خبری روزنامه ایران نو. ش 766، (27 جمادی الثانی 1329 قمری [3 تیر 1290 خورشیدی]) ص 3، تاریخ اجرای این نمایش را روزهای 24 خرداد و 2 تیر 1390 ذکر می‌کند.

[21]قدیمی­ترین سند مربوط به فعالیت­های گروه کمدی ایران، آگهی روزنامۀ ایران دربارۀ اجرای نمایش دوودویل خیلی مضحک اخلاقی در تاریخ 23 ربیع­الثانی 1335ق/27 بهمن 1295ش است. بنگرید به روزنامۀ ایران، شمارۀ 43 (21 ربیع­الثانی 1335ق/25 بهمن 1295ش)، 4.

[22]نمایشنامۀ جناب خان اقتباسی است از نمایشنامۀ Bourgeiois Gentihomme اثر مولیر.

[23]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 45-46؛ به نقل از نصر، تاریخ زندگانی خانواده، جلد 2، 66.

[24]اسکویی، سیری در تاریخ تئاتر در ایران، 337، 353-354 و 482-483. اسکویی بر این باور است که دستگیری نوشین بعد از جریان ترور شاه و منحل شدن حزب توده در بهمن­ماه 1327به علت دسیسه‌چینی‌ها و حسادت­های شغلی دهقان بود، چون نوشین به­رغم جایگاهش در حزب توده هیچ­گونه فعالیت حزبی غیرفرهنگی نداشت.

[25]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 44؛ به نقل از نصر، تاریخ زندگانی خانواده، جلد 2، 50.

[26]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 62؛ به نقل از نصر، تاریخ زندگانی خانواده، جلد 2، 134.

[27]کوثر، تئاتر، اخلاق و تنویر افکار، 62؛ به نقل از نصر، تاریخ زندگانی خانواده، جلد 2، 134.