نامهها و اظهارنظرها
خانم فری کلهر در نامهء خو پرسشهایی را مطرح کرده و از ما خواستهاند به نها پاسخ بدهیم.اینایست نامه و پرسشهای ایشان و پاسخهای ما:
ایراننامهء عزیز
مدتهاست که سؤالهای زیادی فمر مرا مشغول داشته و من نمیدانم حقیقة جواب آنها را از کدام منبعی پیدا کنم،خصوصا که خارج از ایران دسترسی به کتابهای لازم را ندارم.
سؤالهای من ایناه هستند:
1-آیا ماخط کنونی خود را از اعراب اقتباس کردهایم یا اینکه…؟
پاسخ:
«خط فارسی.خط متداول کنونی ایران از دو خط ابتدائی عربی،یعنی کوفی و نسخ قدیم،گرفته شده،و این دو،خود،از دو الفبای نبطی و سریانی در حدود یک قرن قبل از تاریخ هجری اقتباس شده است.معروف است که در قرن 4 هـ.ق.ابن مقله از خط کوفی شش قلم بعنوان محقق،یحان،ثلث، نسخ،رقاع،و توفیق که هست مسلم است که این اقلام از 200 سال قبل از ظهور ابن مقله متداول بوده است و فقط ابن مقله در تکمیل اقلام ششگانهء مزبور کوشیده است.»علاوه بر این خطوط،بعدها،خط تعلیق،شکستهء تعلیق،نستعلیق،شکسته نستعلیق نیز وضع گردیده است.بنقل از دایرة المعارف فارسی.
به سرپرستی غلامحسین مصاحب.
2-قبل از خطکنونی چه نوع خطی در ایران رایج بود،و مردم ایران به چه زبانی صحبت میکردند؟
پاسخ:
«پهلوی،از زبانهای متروک ایرانی،از ریشهء هند و اروپایی که دنبالهء فارسی باستان (فارسی هخامنشی)بشمار میرود،و فارسی کنونی نتیجهء آن است.زبان پهلوی،که باصطلاح دقیقتر«فارسی میانه»نیز خوانده میشود،اصلا متعلق به فارس است.در زمان ساسانیان زبان رسمی ایران بود،و پس از استقرار اسلام در ایران بصورت فارسی کنونی درشآمد.»بنقل از دایرة المعارف فارسی.از علل مهم ترک خط پهلوی،یکی وجود هزوارش در این خط بود،یعنی کلماتی از زبان آرامی را به خط پهلوی ثبت میکردند ولی در موقع قرائت، ترجمهء پهلوی آن را میخواندند.چنانکه مینوشتند malka و میخواندند shah (شاه).به نقل از فرهنگ فارسی محمد معین.
3-چگونه میتوان کتابی یافت که در آن دربارهء دانشمندان معروف ایرانی در دورهء اسلامی نوشته شده باشد.زیرا متأسفانه بر اثر حکومت اعراب در سرزمین ما نام هر دانشمند و پژوهشگر و شاعری با نام«عرب»آمده…
اینان حتی ابو علی سینا و زکریای رازی را عرب میدانند همانگونه که در ترکیه مولانا را ترک ترک میدانند چون مقبرهاش در آنجاست.
پاسخ:
به کتابهای مختلف از جمله تاریخ ادبیات در ایران،تألیف ذبیح الله صفا که تاکنون پنج جلد آن منتشر گردیده است میتوانید مراجعه نمایید.بعلاوه دربارهء این موضوع بسیار مهم در شمارههای آینده«ایراننامه»مقالهای بچاپ خواهد رسید.
4-تاریخ تولد و محل تولد زردشت پیغمبر ایرانی الاصل چیست و آتش چه سمبلی در این دین بشمار میرود؟
پاسخ:«…در باب اصل و منشأ و زمان و حتی هویت او اختلاف است.بعضی وی را از آذربایجان و برخی از ری دانستهاند،و قولی نیز هست که وی به ولایات شمال شرقی ایران قدیم منسوب بوده است.زمان او را سنهءت زردشتیان قرن 7 مو 6 م یاد میکند.در صورتی که بعضی از پارسیان،از روی بعضی محاسبات نجومی،آن را تا 4500 سال قبل از میلاد بالا میبرند،و هرچند از بعضی روایات قدیم یونان نیز این نکته برمیآید،لیکن قبول آن به جهات بسیار دشوارست…»بنقل از دایرة المعارف فارسی.برخی از محققان معاصر نیز دوران زندگانی زردشت را حدود 18 قرن پیش شاز میلاد میدانند.
«آتش…از هیچجامعهء انسانی بدون وسیلهای برای تولید آتش خبر نداریم،و بسبب ضرورت آن و نیروی اسرارآمیزش،از ایام بسیار قدیم آن را مقدس میشمردند.در نظر ایرانیان مقدس بود؛به همین مناسبت در شهرها و کویها و خانهها آتش را نگهداری میکردند و آتشکدهها و آتشگاهها داشتند.»
«آتشکده یا آتشگاه،در آیین زردشتی، جایی که آتش مقدس را نگهداری کنند…»
بنقل از دایرة المعارف فارسیو
5-آیا زردشت قبل از بودا بدنیا آمده است یا بعد از او؟
پاسخ:«بودا،مؤسس آیین بودا.سرگذشت او توأم با افسانههاست.تاریخ تولد او را حدود 563 ق.م.و وفاتش را در 483 ق.م.گفتهاند.
پدرش از قبیلهء ساکیا و مردی ثروتمند و فرمانروای ناحیهای نزدیک نپال در شمال بنارس کنونی بوده…»به نقل از دایرة المعارف فارسی.بدین ترتیب آشکار میگردد که زردتشت پیش از بودا میزیسته است.
6-چه زمان نام پارس یا« persian پرشن»به ایران تبدیل شد و دلیل آن چه بوده است؟
پاسخ:
«لفظ ایران،که در فارسی میانه بصورت اران( eran )بوده،مششتق از صورت قدیمی آریانا[-سرزمین آریاییها]است.در مآخذ تاریخی و جغرافیایی قدیم عربی،لفظ ایرانشهر بمعنی«مملکت ایران»بکار رفته است.استعمال رسمی لفظ ایران بمعنی مملکت ایران احتمالا از قرن 19 م است.در مغرب زمین،از قرون وسطی ایران را بنامهایی از قبیل پرس( pers ؛فرانسه)و پرشا( persha ؛ انگلیسی)،مقتبس از لفظ پرسیس ( persis )که نام یونانی قسمتی از ایران (کمابیش مطابق فارس)بود،مینامیدند.در 1935 م.طبق تقاضای دولت ایران نام رسمی ایران(بجای پرس،پرشا غیره)برای کشور ما تثبیت شد.ولی در 25 اکتبر 1949 م دولت ایران تقاضا کرد که همان نام سابق بکار رود.»بنقل از دایرة المعارف فارسی.
لفظ ایران از قدیم در نظم و نثر فارسی بکار رفته است حتی در شعر رودکی:
شادی بو جعفر احمد محمد بن محمد آن مه آزادگان و مفخر ایران
7-نامهای ماههای ایرانی از کجا آمده، و هرکدام چه معنی دارند؟
پاسخ:
با مراجعه به«فرهنگ فارس محمد معین»و«برهان قاطع»تصحیح محمد معین به این پرسش شما پاسخ میدهیم؟
فروردین:فرودهای پاکان،فرورهای پارسیان.نام روز نوزدهم هر ماه ایرانی (هجری شمسی).
اردیبهشت:بهترنی دوستیها.نام یکی از امشاسپندان.نام روز سوم هر ماه ایرانی.
خرداد:کمال،رسایی،درستی.نام یکی از امشاسپندان.نام روز ششم هر ماه ایرانی.
تیر-تیشتر،نام ستارهء یمانی،نام یکی از ایزدان.نام روز سیزدهم از هر ماه ایرانی.
مرداد-امرداد:بیمرگ،جاودانی.نام یکی از امشاسپندان.نام روز هفتم هر ماه ایرانی.
شهریور:کشور برگزیده،پادشاهی منتخب.نام یکی از امشاسپندان.نام روز چهارم هر ماه ایرانی.
آبان:جمع آب.نام یکی از ایزدان.نام روز دهم هر ماه ایرانی.
آذر:آتش.نام یکی از ایزدان.نام روز نهم هر ماه ایرانی.
دی:آفریننده(صفت اهورمزدا).نام روزهای هشتم،پانزدهم،و بیست و سوم هر ماه ایرانی.
بهمن:نیکاندیش.نام یکی از امشاسپندان.نام روز دوم هر ماه ایرانی.
اسفند-اسفندارمذ:بردباری و فورتنی مقدس.نام یکی از امشاسپندان.نام روز پنجم هرماه ایرانی.
ضمنا چند مطلب زیر را نیز به آگاهی شما میرسانیم:
بکار برد نام ماههای ایرانی:فروردین، اردیبهشت،خرداد….،از سال 1304 در دورهء سلطنت رضا شاه پهلوی با تصویب مجلس شورای ملی رسمیت یافت.پیش از آن تاریخ در ایران عموما ماههای قمری:محرم،صفر ربیع الاول،ربیع الثانی،جمادی الاول، جمادی الثانی،رجب،شعبان،رمضان، شوال،ذیقعده،ذیحجه،بکار میرفت و یا بندرت ماههای سال شمسی که بنام برجهای دوازدهگانه خوانده میشد:سنبله،میزان،عقرب،قوس، جدی،دلو،حوت.
امشاسپند:در دین زردشتی به هفت فرشتهء ارجمند و مقرب اطلاق میشود:بهمن، اردیبهشت،شهریور،اسپندارمذ،خرداد، امرداد.در آغاز پیدایش آیین زردشت در رأس این شش،سپنتامینیو spenta mainiu (خرد مقدس)قرار داشت،
بعدها بجای او اهورامزدا را قرار دادند و گاه نیز بجای اهورمزدا سروش جای دادهاند.
ایزد،بمعنی فرشته،ملک:در دین زردشتی به فرشتگانی اطلاق میود که از جهت رتبه دون«امشاسپند»هستند.تعداد ایزدان بسیارست و به دو بخش تقسیم شوند:
مینوی،جهانی.اهورمزدا در رأس ایزدان قرار دارد.لفظ«یزدان»جمع«یزد»است و در پهلوی و فارسی بجای مفرد و بمعنی خدا بکار میرود.نام روزها:ایرانیان باستان هریک از روزهای ماه را به نانمی میخواندند.فهرست این نامها در کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم تألیف ابو ریحان بیونی،تصحیح جلال الدین همائی،ص 234 آمده است.
*** آقای علی اکبر شهابی طی نامهء مورخ 26 فروردین 1364 نوشتهاند:
«اشتباهی را که در مقالهء«علم و علماء» ص 276[سطرهای 17 و 18،ایراننامه، شمارهء،2سال 3]رخ داده یادآوری میکنم که در صورت امکان در شمارهء آینده در ضمن چند سطر رفع اشتباه شود:«یعقوب بن اسحاق کندی از دانشمندان اسلامی و مشهور به فیلسوف عرب و بیشتر شهرت و تخصیصش در طب و فلسفه و منطق و نجوم و ریاضی و علوم طبیعی بوده و دارای تألیفات بسیارست.»این که نوشته شده است:«از فیلسوفان و طبیبان یهودی بنام»بوده،اشتباه است.»
*** پس از عرض سلام و استدعای سلامت و موفقیت آن جنابان اساتید محترم از درگاه باریتعالی.بدین وسیله از نگارش تاریخ زن درود و تشکر بیحد خود را تقدیم میدارد.ولی نمیدانم بچه بیانی از عهدهء ستایش از این خدمت بزرگ فرهنگی آن جنابان میتوان برآمد؟فقط از خدا میخواهم که طول عمر و سلامت کامل به همهء شما عنایت فرماید که در این برههء از زمان در کشور غریب با مشکلات گوناگونی که برای نثر این مجله و نشریهء وزین موجودست همت به فروزان نگهداشتن فرهنگ اصیل درخشان ایران مبذول میفرمایید.با اینکه همیشه در جستجوی پیدا کردن تاریخ جنبش زن ایرانی بودم و کتبی هم مطالعه کرده بودم،مانند شریک زن دکتر منوچهر خدایار محبی و حقوق زن در اسلام و کتب بانو د کتر منوچهریان(که از عنفوان جوانی برای احقاق حقوق زن کوشیدهاند و در دانشکده حقوق بهمت والای ایشان به روی زن گشوده شد،و خدمت ایشان هم مانند خدمات سایر خدمتگزاران حقیقی آشکار نشد)و دو کتاب دیگر،ولی در هیچیک بخاطرم نمیآید بطور جامع از جنبش زن ایرانی چیز یخوانده باشم.بهرحال نام یک زن دیگر که روزنامه داشت از قلم افتاده بود بانو ایران تیمورتاش….
ملکه بقائی کرمانی
10/1/1364
*** شمارهء اخیر مجله بموقع عز وصول بخشید از مقالهای که راجع به زنان ایران مرقوم فرموده بودید و یک آیینهء نمایندهء وضع واقعی دیروز و امروز بود و بیشک در آینده این مقاله بعنوان سند میتواند بکار رود لذت بردم،و خواندن اظهارنظر آقای دکتر یارشاطر مصادف با زمانی بود که کتابی دیگر را میخواندم و متوجه شدم ما همه تاریخ ایران را از زمان ایجاد حکومت ماد شروع میکنیم و علاوه بر این اجع به شرق ایران در آن زمان و قبل از آن اطلاعی نداریم نوشته جامع و جالبی راجع به قبل از ماد هم نداریم….
احمد توکلی
تامپا
8 فروردین 1364
*** از خوانندگان خواهشمندست کلمهای زیر را در شمارهء 2،سال 3«ایراننامه» تصحیح فرمایند:
در بخش فارسی:
ص 199،س 20:«از حماسهء ملّی»به«در حماسهء ملّی»
ص 202،س 19:«نهائی»به«نهانی»
ص 217،س 27:«حجابش»به«جمالش»
ص 218،س 22:«سعدی»به«حافظ»
ص 218،س 26: tendre به tedu
در بخش انگلیسی:
ص 15،س 16: ecploit به expliot
ص 16،س 1: balues به values
ص 16،س 42: yuranian به turanian
ص 17،س 1: conaonical به canonical
ص 17،س 5: oblision به oblivion
ص 18،س 4: stitching به stretching

