نقد و بررسی کتاب‌ ترجمه‌های ادبیات معاصر فارسی

یادداشتهای ذیل نه بقصد نقد دقیق بلکه برای معرفی اجمالی مجموعه‌های آثار نویسندگان و شاعران ایران که در سالهای اخیر به زبانهای غربی ترجمه شده است نوشته‌ می‌شود بدین امید که برای خوانندگان ایرانی ایران‌نامه که سرگرم رشته‌های تحصیلی‌ دیگرند یا خود با بازار کتاب و تألیفات غرب پیوندی ندارند مفید افتد و دانشجویان غربی‌ را نیز در سنجش ارزش این ترجمه‌ها و میزان صحت و امانتی که در آن بکار رفته است‌ مددی باشد.

نخست باید گفت که ترجمهء ادبیات جدید فارسی در زبانهای غربی سابقه‌ای دراز ندارد و بندرت به سالهای پیش از جنگ جهانی دوم می‌رسد.در آن سالها ایران بجز جمال‌زاده و هدایت نویسندگان صاحب‌نامی که آوازه‌شان به جهان فرنگ رسیده باشد نداشت و تماس و آمدوشد میان ایران و اروپا و آمریکا هنوز محدود بود.جنگ جهانی‌ دوم سدّها را شکست و دروازه‌های بسته را گشود و ملتهای عالم را درهم ریخت و شرایط سیاسی و اقتصادی جدیدی پدید آورد که در نتیجهء آن در دهه‌های پس از جنگ از سویی‌ هزاران جهانگرد و تاجر و کاریاب و عالم و دانشجو از جمیع کشورهای باختری روانهء ایران شدند و به فرهنگ و آثار باستانی و تاریخ ما هریک به فراخور فهم و توان و غرض‌ خود آشنا گشتند،و از سوی دیگر سیل مسافرانی ایرانی در جهت اروپا و آمریکا،و در سالهای اخیر بسوی همهء قاره‌ها،بحرکت آمد و علاوه‌بر مردم عامی از پیر و جوان که‌ تشنه‌وار خود را به چشمه‌سارها یا سرابهای آزادی و فراوانی و جمال و تجمل می‌رساندند دهها هزار جوان نیز در طلب دانشهای جدید راهی سرزمینهای دیگر شدند و در همهء دانشگاهها و بنگاههای علمی و فنی دنیای غرب به کسب علم و هنر پرداختند.از جمله‌ نتایج این کثرت ارتباط و دادوستدهای فرهنگی یکی این بود که کم‌کم نظرها به

ادبیات شکوفا و بارور ایران جدید معطوف گشت و گروهی-هرچند بالنسبه سخت‌ معدود-در میان ادب‌دوستان غربی و ایرانی پیدا شدند که به ادبیات معاصر زبان‌ فارسی دل بستند و نمونه‌هایی از آن را به زبانهای غربی ترجمه کرده منتشر نمودند.در بدو امر چهرهء درخشان صادق هدایت جاذبهء خاصی داشت و سادگی سبک و روانی انشاء و ساخت داستانهایش برای مترجمان آسان و برای خوانندگان غربی دلپذیر بود،در صورتی‌ که نزدیک شدن به حکایات پیر مرشد نویسندگان ما در هفتاد سال اخیر یعنی سید محمد علی جمال‌زاده،نظر بقدرت خارق العاده‌ای که استاد چیره‌دست در بیان سحرانگیز خود نشان داده و بر هر ورقی از کتاب عظیم نوشته‌هایش انبانی از اصطلاحات عامیانه و تعبیرات روزمرّه ریخته است،کار دشواری بود نه در حدّ هر فارسی‌دان متوسطی.بهر حال توجه فارسی‌دانان ادب‌شناس منحصر بدین دو نویسندهء سردمدار نماند.کم‌کم‌ شهرت آثار بزرگ علوی و صادق چوبک هم از مرزهای کشور گذشت و در خود ایران نیز بنیادی که بدست پیشقدمان فن داستان‌نویسی نهاده شده بود کاخی استوار گشت و نویسندگانی جوان با اندیشه‌های نو و سبکهای گوناگون قدم به عرصه نهادند و در مدتی‌ کمتر از سی‌سال بازار نشر فارسی را از رکود قرنها نجات داده رونقی حیرت‌انگیز بخشیدند که شهرت بسزا یافت و همپای شعر قدیم مقامی شایسته در ادبیات جهان احراز کرد و توجه جمعی روزافزون از دانشمندان فارسی‌دان را جلب نمود که تنها یا با یاری‌ همکاران فاضل ایرانی خویش دست به ترجمهء این آثار زدند.در دانشگاههای غرب‌ بخصوص آمریکای شمالی تدریس ادبیات معاصر فارسی جزوی از برنامه‌های دروس‌ دانشجویان رشتهء ایران‌شناسی بشمار آمد و گروهی در این رشته تخصص یافتند و با همت‌ و پشتکاری فراوان به ترجمهء این آثار روی آوردند.

یادداشت ذیل برای معرفی یکی از این کتابها نوشته می‌شود.

چهره‌های سرشناس در ادبیات فارسی معاصر Major Voices in Contemporary Persian Literature مجلهء ادبیات شرق و غرب،جلد بیستم 1976 Literature East West,vol.xx(1979)

بکوشش مایکل هیلمن Edited by Michael Hillmann

آستین،تکزاس 1980 Austin,Texas,1980

351 صفحه،قیمت 12 دلار pp.351,12.00

از چاپ این کتاب چندسالی می‌گذرد و معرّفی و نقد و حلاجی آن را احدی از من‌ نخواسته است.بنده آن را بصرف علاقه‌مندی شخصی به زبان و ادبیات فارسی که همهء