A Hundred Years of Modernization in Iran’s Architecture and Urban Development
بررسی تاریخ شهرسازی و معماری ایران بـعد از اسـلام نـشان میدهد که مسائل شهرسازی،به معنای امروزی آن،در اغلب شهرهای سرزمین ما مطرح نبوده است.شـهر به آرامی،با رشد و توسعهای تدریجی،و پیرو سنتهای معماری زمان،سطوح آزاد داخل حـصار را دز برمیگرفت و تغییراتی که در بـافت کـالبدی آن،در نتیجهء مسائل اقتصادی و پا رویدادهای سیاسی و مذهبی،به وجود میآمد تناسبها و مقیاسهای فضای شهر را دگرگون نمیکرد.
اصفهان تنها شهری بود که در اواخر قرن شانزدهم میلادی،با سلطنت شاه عباس اول و با دخالت و قـدرت حکومت و کمک دانشمندانی چون شیخ بهائی و معماران زمان،از فضائی بسته به فضائی گشوده مبدل شد.این شهر از محدودهء حصار خود تجاوز کرد و به یاری طرحی هوشمندانه و پیشرو توسعه یافت حدود یـک قـرن خطوط اصلی این طرح جامع از سوی پادشاهان سلسلهء صفوی و حکومت آنان دنبال شد و در نتیجه مجموعههای معماری بینظیری در بافت شهر به وجود آمد و اصفهان در زمره زیباترین شهرهای جهان قرار گرفت.
(*مـهندس مـعمار.
در قرن هیجدهم و ابتدای قرن نوزدهم میلادی،که دوران انتقال معماری صفویه یه معماری زندیه و بالاخره به معماری قاجار بود،در نتیجهء ضعف دولتهای این زمان به تدریج کیفیت هنری و بـه خـصوص کیفیت ساختمانی و مصالح به کار کرفته رو به انحطاط رفت.
از دهههای اول قرن نوزدهم که آوازهء پیشرفت و ترقیات صنعتی اروپا،و تأثیر آن در شهرنشینی و مسائل شهری،به ایران رسید و اثری بیدارکننده در آن به وجود آورد،مـیل بـه تـجدید بنای ممکلت و در نتیجه نیاز بـه فـراگیری”عـلوم جدیده”و تغییر اصول تعلیماتی حالت ضروری به خود گرفت.در نتیجه،در دوران ولایت عهدی عباس میرزا(1799-1833)،که خود در این کار پیشقدم بود،دولت تـعدادی انـدک از جـوانان را،به ابتکار و دستور او،برای فراگیری علوم و حرفهژهای مـورد نـیاز راهی اروپا کرد.
از میان گروه بعدی محصلینی که در سال 1843 م عازم دینای غرب شدند عبد الرسول خان و میرزا رضا برای فـرگیری حـرفهء مـهندسی انتخاب گردیدند.
بازگشت این دو مصادف شد با دوران صدارات میرزا تـقی خان امیر کبیر (1847-1851 م)،مرد بزرگ و روشنفکر ایران که تحت تأثیر پیشرفت های روسیه و عثمانی قرار گرفته و به سـیر تـرقی مـلل غرب و به موجبات انحطاط اوضاع ایران واقف گردیده بود.امیر کـبیر از بـدو خدمت برای تجدید بنای کشور تلاش همه جانبای را آغاز کرد و دست به یک رشته اصلاحات اسـاسی زد کـه مـهمترین آنها،از نظر مطالب طرح شده در این نوشته،ایجاد«مرکز تعلیم و تعلّم»اسـت.بـرای تـدریس در این مدسهء عالی که بالاخره با نام”دار الفنون”شروع به کار کرد تعلیمات مـدرن غـربی از طـریق استادان”فرنگی”به ایران راه یافت.بنای این ساختمان که در داخل حصار ارگ سلطانی قرار مـیگرفت بـه میرزا رضای نامبرده در بالا محول شد.ساختمان دار الفنون مجموعهء سادهای بود از کلاسها و آزمـایشگاهها کـه،بـا راهروی عریض متکی به قوسهای نیمه بیضوی، دورا دور باغچه مرکزی را گرفته بود.قسمتی از اطاقهای کـار در طـبقهء دوم قرار داشت.
نقشههای میرزا رضای مهندس باشی برای اجرای ساختمان در اختیار مـحمد تـقی مـعمار باشی قرار گرفت.ساختمان دار الفنون،که احتمالا اولین بنای دولتی است که توسط یک مـعمار ایـرانی تحصیل کردهء”فرنگ”طراحی شده، در نوامبر 1851 م.افتتاح شد،درست در همان زمان کـه بـانی بـزرگ آن، امیر کبیر،در باغ فین کاشان در تبعید بسر میبرد و در انتظار سرنوشت شوم خود بود.
مـدرسهء دار الفـنون،کـه در آن برای تعلیم از روشهای اروپایی استفاده میشد، منشاء تحولات فکری مهمی در ایران گـردید.در واقـع،میتوان این مدرسه را راه گشای تعلیمات عالیهء جدید و وسیلهء ترویج علوم در نیمهء دوم قرن نوزدهم میلادی در ایـران دانـست.فارغ التحصیلات این مدرسهء عالی گروه روشنفکرانی را در ایران به وجود آوردند کـه بـه نهضت تجددخواهی و مبارزه با خرافات و به نـشر افـکار آزادیـخواهانه در عهد ناصری کمک فراوان کرد.در دار الفنون از مـیان دروس مـتعدد،ریاضی،مهندسی،طراحی ونقشه برداری نیز تدریس میشد و در اولین دورهء آن دوازده دانشجو در رشتهء مـهندسی نـام نویسی کرده بودند.تهیهء چـند نـقشهء ارزندهء قـدیمی،و بـه خـصوص نقشههای پایتخت در سالهای 1857 و 1890 م را مرهون گروه مـهندسی ایـن مدرسه هستیم.نقشهء اول را مهندس اگوست کرشیش(Auguste Krziz)اطریشی،معلم معماری، ریاضی و هندسه بـا کـمک شاگردانش،محمد تقی خان که از او نـام بردیم و ذو الفقار بیک-و نـقشهء دوم را مـیرزا عبد الغفار خان،ملقب بـه نـجم الدوله،امضاء کردهاند.
درمیان گروه محصلین اعزامی به اروپا(در سال 1857 م)،که بیشتر آن را دانشجویان دار الفـنون تـشکیل میدادند،شخصی بود به نـام مـیرزا مـهدیخان که طی هـشت سـال اقامت در فرانسه و اخذ دیـپبم دبـیرستان(Baccalaureat) و دیپلم مهندسی از اکل سانترال(Ecole Centrale)با تخصص در رشتهء معماری در سال 1864 م راهی میهن شد.میرزا مـهدی خـان در تهران سالها سرگردان بود و دوران بـسیار مـشکلی را گذرانید تـا ایـنکه بـا کمک استاد محمد مـعمار قمی و حاج ابو الحسن معمار باشی مأمور تهیهء قسمتی از نقشههای مسجد سپهسالار و عمارت بهارستان شـد(1878 م).طـرح تعدادی از ساختمانهای دولتمندان عصر را نیز بـه مـیرزا مـهدی خـان شـقاقی که به لقـب مـمتحن الدوله مفتخر شده بود نسبت میدهند.با میرزا رضای مهندس باشی و سپس میرزا مهدی خان،که هـردو تـحت تـأثیر اصول و قواع حرفهای دنیای غرب بودند،حـرفهء طـراحی مـعماری از حـرفهء مـعمار سـازندهء بنا جدا میشود.
ممتحن الدوله در آثار خود عناصری از معماری اروپائی را دخالت داد.یکی از ره آوردهای او که با استقبال فراوان روبرو شد طرح سرسراهای بزرگ و پله کانهای باز به سبک اروپائی بود که جـای راهروها و پلههای بستهء معماری سنتی را میگرفت.از اینرو بود که در سال 1885 م،محمود خان ناصر الملک،وزیر خارجهء وقت،تهیهء طرح پلهای شبیه پلهء کاخ”بوکینگهام پالاس”را به او سفارش داد! معماری دورهء قـاجار،کـه در نیمهء اول قرن نوزدهم میلادی در دنبال روی از معماری سنتی قرون گذشته به تدریج به کیفیت پائینتری رسیده بود، درنیمهء دوم همان قرن یکسره آسیب پذیرشد.به علت ارتباط با دنیای غرب و گـرایش زمـان،معماری این دوره به آسانی تحت تأثیر معماری اروپایی قرار گرفت که از راه روسیه و قفقاز و ترکیه از شمال،و خلیج فارس بوشهر از جنوب،به ایران رسـیده بـود.معمارهای معروف محلی نیز تـا حـدی طرز فکر و سلیقهء تازه را دنبال کردند.یکی از این امکانات تازه که سیمای اغلب شهرهای بزرگ ایران را تغییر داد پوشش ساختمانها با داربست چوبی و شیروانی بـود کـه جای بامهای طاقی و گـنبدی را مـیگرفت.علی محمد خان معمار باشی،یکی از معماران معروف این دوره است که طرح ساختمانهای صاحب قرانیه،سلطنت آباد و عشرت آباد را به او نسبت میدهند و در آثارش آمیزش معماری سنتی با معماری غریبه بـه چـشم میخورد.در همین دوره در معماری ساختمانهای داخل ارگ سلطانی نیز به پیروی سلیقهء زمان تغییرات مهمی داده شد.
در تمام دورانی،که ساختمانهای حکومتی و اعیانی با معماری غربی و روسی ترکیب میشد،ساختمانهای مسکونی مـتوسط در سـطح شهر و بـه خصوص در محلات قدیمی تا حدی هم شکل و هم آهنگ با ویژگیها و خصوصیات معماری سنتی بنا میشد.بـه این ترتیب که فضای خانه فضای بستهای بود که به وسـیلهء هـشتی و یـا راهروئی به معبر خارج ارتباط پیدا میکرد.”اطاق دم دری”جنبهء بیرونی خانه را داشت و بقیه اطاقها،با چـند پبـه ارتفاع،حیاط مرکزس را که در میان آن حوض آب قرار داشت دور میزد.اطاقهای رو به جنوب بـیشتر در طـمستان و اطـاقهای رو به شمال و زیرزمین و بام خانه برای زندگی تابستانی مناسب بود.زیر زمین،آب انبار و گاه آشـپزخانه و سرویسهای خانه با چند پله پائین میرفت و زیر اطاقها قرار میگرفت.عناصر مـسکن در معماری عامیانه به صـورت الگـوئی همگانی درآمده بود و به خوبی جوابگوی شرائط اقلیمی محیط خود میشد.
در اواخر قرن نوزدهم،با استقرار سفارت خانهها و نمایندگیها و اقامت میگردد(1884 م)و با تعبیهء ریلها در محورهای اصلی شهر”واگن اسبی”به راهـ میافتد(1889 م)و سرانجام پایتخت قیافهء شهری جدی به خود میگیرد.
در شمال شرقی تهران،”میدان مشق”با دیواری به سبک معماری سنتی به اطاقهای آجری محصور میشود و در قسمت شمال آن عمارت قزاق خـانه بـا معماری روسی به این مسدان ابهت میدهد(1890 م)و بالاخره اولین هتل تهران، هتل دو فرانس،آمادهء پذیرائی از مهمانان خارجی میشود.
اغلب این تغییرات و نوآوریها در اثر مسافرت و رویاروئی دولتمندان، بازرگانان،محصلین و سیاحان ایـرانی بـا جهان پیشرفتهء غرب و مردم آن دیار بود که آرزوی نوسازی مملکت و دسترسی به دوران تجدد را در آنها بیدار میکرد.
این اعتقاد به کسب علوم و فنون غربی در ابتدای قرن بیستم میلادی به درجـهای رسـید که در سال 1911 م،چند سال پس از افتتاح مجلس دار الشورای ملی،قانون اعزام محصل به تصویب آن رسید و دولت مأمور شد که در همان سال تعداد سی دانشجو به اروپا اعزام دارد.
در دوران حکومت سلاطین قاجار،بـه عـلت نـاتوانی دولت،فقر مالی و مهمتر از همه فـقدان سـیستم ادارسـ صحیح و برنامهریزی مملکتی،راه تجدد به کندی پیموده میشد و شمار طرحهای زیر بنائی و نوسازی مملکت ناچیز بود و ایران از نفوذ و قدرت فیزیکی و سـرمایهء دولت کـه اسـاس شهرسازی و توسعهء صحیح شهری است بهرهء چندانی نـداشت.یـا انقلاب مشروطیت و ایجاد نخستین مجلس ملی و نشر و گسترش آزمانهای دموکرتیک در کشور از سویی،و در پی جنگ جهانی اول و انقلاب روسیه-که در اوضـاع داخـی ایـران تأثیری عمیق گذارده بود-از سوی دیگر،زمینهء مساعدی برای پیـدایش دولتی متجدد در کشور فراهم شد.و سرانجام با آغاز سلطنت رضا شاه پهلوی(1304)،دوران نوینی در شهرنشینی ایران آغاز گـردید.در ایـن دوران حـکومت مصمم بود ایران عقب افتاده آنروز را به هر قیمت و با سـرعت بـه سوی سازندگی و تجدد سوق دهد.
علی رغم واکنش منفی و مخالفتهای ریشه دار نیروهای سنتی،دو عامل اجتماعی دولت را در حـرکت بـه سـوی این هدف کمک میکرد:یکی علاقه و آرزوی تعداد زیادی از روشنفکران و ترقیخواهان به پیـشرفت جـامعه و مـملت،و دیگری نیروی احساسات ملی در راه تحقق آرمانهای انقلاب مشروطیت.
از همان آغاز کار،دولت با شتاب بـه تـأسیس تـعدادی از صنایع مصرفی اولیه پرداخت و بنای وزارتخانهها را در پایتخت و ساختمانهای ادارات دولتی، بهداشتی و آموزشی را در مقیاس وسـیعی در سـراسر مملکت بسط داد.شبکههای ارتباطی با سرعت رشد پیدا کرد.این برنامهریزی و همراه آنـ دگـرگونی کـه در کلیهء شئون کشور به وجود مد نیازمند به یک بافت زیر بنائی در قالب یـک اقـتصاد نوین بود.در این میان،تهران،به عنوان پایتخت و محل تمرکز نهادهای عمدهء سـیاسی،اقـتصادی و فـرهنگی کشور،بیش از هر شهر دیگر ایران دستخوش این تحولات گردید.
در سال 1309 که جمعیت پایتخت بـه حـدود سیصد هزار نفر میرسید و وسائل نقلیه موتوری به مملکت راه پیدا کـرده بـود و بـافت قدیمی تهران دیگر جوابگوی احتیاج روز نبود،یعنی در زمانی که هنوز”حصار ناصری”شهر را در برمیگرفت،اولیـن نـقشهء جـدید تهران تهیه شد.این نقشه به ضمیمهء قانون بلدیه به شهرداری اخـتیار مـیداد تا اولین طرح خیابانهای جدید را اجرا کند.
در سالهای بعد قوانین تازهای دربارهء«توسعهء خیابانها و تعریض مـعابر»قـانون قبلی را کامل کرد.و به این ترتیب،طی چند سال محورهای موردنظر در مـرکز شـهر باز شد و با تخریب حصار تهران خـیابانهای جـدیدی مـحدوده شهر را در میان گفت:خیابان شاهرضا در شمال،خـیابان شـهناز در شرق، خیابان سی متری در غرب و خیابان شوش در جنوب.این طرح در مورد چند شـهر بـزرگ مملکت نیز اجرا شد.خـطوط داخـلی شهرها مـعمولا الگـوی مـنظمی از خیابانها بود که محوطههای مربع و مـستطیلی را در شـهر به وجود میآورد.
بر جنوبی هر خیابان را ساختماها و بر شمالی را دیوار حـیاطها در بـر میگرفت.
در محل تقاطع خیابانها،و به خـصوص در میادین،قرینهسازی مورد تـوجه شـهردار قرار گرفت.یادگار این”تـوجه”را در تـهران(میدان حسن آباد)،تبریز، رضائیه و شهرهای حاشیهء بحر خزر مییابیم.گرچه با فـرو ریـختن حصارهای قدیمی،فضای”شهر ایـرانی”بـاز شـد تا جوابگوی نـیازهای اقـتصادی،سیاسی و فرهنگی تازه بـاشد،امـّا بافت کهنهء شهر قدیمی،که ترمیم آن نیاز به صرف وقت و مطالعهء دقیق داشت،در پشـت نـوسازی حاشیهء خیابانها در محدوده خود رها شـد و بـه این تـرتیب”حـصارهای سـنتی”با فرهنگی قدیمی بـه زندگی خود دادمه داد.
نوسازی و معماری دولتی از ابتدای دههء 1310 با دو هدف اصلی که موردنظر حکومت بـود آغـاز شد؛یکی احیاء و بزرگداشت ویژگیهای فـرهنگ و مـعماری”ایـران قـدیم”و”ایـران باستان”به مـنظور آگـاهی نسل جوان به هویت خود،و دیگری به کار گرفن تسهیلات تکنولوژی و فنون ساختمانی پیشرفتهء غرب بـرای اجـرای سـریع برنامههای نوین و تربیت کادر عمرانی جدید.آمـیزش ایـن دو هـدف بـاعث شـد کـه ایران به صورت یک”آزمایشگاه”وسیع و متنوع ساختمانی درآید.بدون تردید تجربهء این دوره،که حدود ده سال بیشتر نکشید،در جریان سازندگی در دهههای بعدی مورد استفادهء دولت قرار گـرفت.
وجود”انجمن آثار ملی”،که در سال 1301 تأسیس شده بود و حضور باستانشناسانی چون ارنست هرزفلد(B.Herzfeld)،آندره گدار(A.Godard)، ماکسیم سیرو(M.Siroux)،و دیگران،که به معماری و فرهنگ ایران آشنائی کامل داشتند،کمک بزرگی بـود بـه حفظ اصالت تناسبها و ترکیب ها در تعدادی از ساختمانهای دولتی که از پیشنهء معماری ایران باستان الهام گرفته بودند.این گروه از ساختمانهای دولتی،که آنها را گروه اول مینامیم،شامل بناهائی میشود مانند بـانک مـلی قدیم و شهربانی تهران،دبیرستان اوشیروان دادگر،مقبرهء فردوسی و غیره که یادآور معماری دوران هخامنشی است و موزهء ایران باستان(1315)که با ایرانی پوشیده از قوس بـیضوی خـاطرهء موفقی از معماری دروان ساسانی است.
طـرح سـاختمان اخیر را اندره گدار خدمتگذار با ارزش فرهنگ ایران ریخته بود. گروه دوم مرکب از ساختمانهائی است که در ادامهء راه معماری سنتی ایران طرحریزی شدهاند و در آنها خصوصیات شکلی و مـصالح ایـران به کار رفته اسـت:
سـاختمان بلدیهء تهران(1316)اثر علی محمد خان صانعی معمار باشی،ادارهء پست مرکزی تهران(1313)،ادارهء پخش سابق شرکت ملی نفت،مدرسهء تعلیم معلم و غیره.
گروه سوم شامل طرحهای معماری اروپائی دههء 1310 اسـت کـه بیشتر دروحیهء نتوکلاسیک اروپائی دارد و در آنها اثری از فضای ایرانی دیده نمیشود،مانند ساختمان کار راه آهن تهران،ادارهء قماش،وزارت دادگستری و اغلب ساختمانهای توریستی و هتلهای حاشیهء بحر خزر.
گروه چهارم مرکب از ساختمانهائی اسـت کـه خصوصیات شـکلی آنها و یا مصالح به کار رفته در آنها میتوانست سرچشمهء تازهای باشد برای معماری مدرن ایران.ساختمان وزارت خـارجه(1320)،کالج البرز،تعدادی از ساختمانهاهی آموزشی و دانشگاهی تهران و تعدادی از ساخنمانهای صنعتی در ایـن زمـرهاند.
در سـال 1316،محدودهء پایتخت دیگر گنجایش برنامههای جدید دولت را، که به سرعت رو به افزایش بود.نداشت و در نتیجه طرح جامع جـدیدی بـرای تهران که جمعیت آن به حدود پانصد هزار نفر میرسید تهیه شد.در این طـرح تـعدادی از بـناهای مورد نیاز به داخل محدودهء جدید راه پیدا کرد.مجموعهء دانشگاه تهران،کار راه آهن،بیمارستانها و تـعدادی از کارخانجات از این ردهاند.در طرح 1316 برای نوسازی در داخل محدودهء قدیمی شهر،تخریب قسمتی از ارگ سـلطانی پیشبینی شده بود تـا جـهت محلهء”اداری”مجموعهای از ساختمانهای دولتی(وزارت دارائی، وزارت دادگستری،وزارت گمرکات،وزارت صنایع و معادن و غیره)در اراضی آن بنا شود.دریغ که ساختمان تاریخی و با شکوه تکیهء دولت(1247/1868 م.)، که جایگاه نخستین مجلس مؤسسان بود،نیز در ایـن اراضی قرار داشت و از میان رفت.
اراضی میدان مشق نیز که در مغرب توپخانه قرار داشت به ایجاد دیگر بناهای اداری مانند وزارت خارجه،وزارت جنگ،شهربانی،اداره پست و غیره تخصیص داده شد.تخریب قسمتی از محلهء سـنگلج بـرای ایجاد مرکز تجارتی مدرن و ساختمان بورس تهران نیز از هدفهای این طرح بود.با تعویق اجرای این طرح،سرانجام در یال 1329 پارک شهر جانشین آن شد.
قدرت و پیگیری دولت در اجرای قوانین شهرداری سیمای تـازهای بـه شهرهای ایران داد؛براساس این قوانین کلیهء ساختمانهای مسکونی که در اطراف خیابانها و معابر قرار میگرفت میبایست حد اقل دارای دو طبقه باشد و همهء اطاقهای این ساختمانها میبایست به طرف خیابان پنجره داشـته بـاشند.به این ترتیب، در نوسازی داخل محدوده و توسعهء شهر اصول خانههای سنتی رها شد و خانهها در کنار یکدیگر،قشرده و با نمائی”باز”،ردیف شدند.
با اجرای طرح 1317 پایتخت،که پیشتر بـه سـبب تـوسعهء محلات اعیان نشین و سفارت خـانهها از اواخـر قـرن نوزدهم به سوی شمال شهر کشیده شده بود، با سرعت بیشتری راه ارتفاعات شمال شهر را پیمود.در نتیجه فاصلهء اجتماعی نیز به پیـروی از فـاصلهء جـغرافیائی بین محلات قدیمی در جنوب و شرق شهر و محلات جـدید شـمال و شمال غربی بیشتر شد.بازارچههای قدیمی محلات مسکونی نیز از فضای بستهء خود درآمد و به صورت مغازههائی در حاشیهء خیابانها قـرار گـرفت و بـدین ترتیب بافت مسکونی شهر با”تجارت خیابانی” ترکیب شد.
در ایـن سالها بازگشت چندین معمار ایرانی از اروپا در شکلگیری معماری این دوره و سالهای بعدی تأثیر فراوان گذارد.از میان این عده میتوان وارطـان هـوانسیان را نـام برد که پس از تحصیل در پاریس در سال 1314 به ایران آمد و در همان سال بـرندهء کـنکور ساختمان هنرستان دختران در تهران شد.طرح چند ساختمان دولتی و به خصوص تعداد بسیار زیادی از ساختمانهای خـصوصی از اوسـت.مـعمار دیگر پل ابکار است که در بروکسب تحصیل کرده بود و در سال 1316 به ایران آمـد.طـرح سـاختمان اولین ایستگاه رادیو،تعدادی از ادارات دارائی و ساختمانهای خصوصی از ابکار است.گابریل گورکیان نیز که مدتی تـابعیت ایـرانی داشـت از 1312 تا 1316 در تهران اقامت گزید و در این مدت کوتاه بناهای وزارتخانههای خارجه،صنایع و دادگستری، باشگاه افـسران و تـآتر لزرگ تهران و تعدادی از ساختمانهای خصوصی را طراحی کرد.
با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1320،ایران نـیز گـرفتار بـحران تازهای شد و در نتیجه طرحهای عمرانی مملکت دچار رکود گردید.در همین زمان مدسهء عالی”هـنرکده”کـه یکی از آخرین ره آوردهای دوران تجدد ایران در زمینه شهرسازی معماری و هنرهای تجسمی بود به وجـو آمـد.دولتـ مدرسهء طلاب مروی(مقابل شمس العماره)را در اختیار تعلیمات رشتههای هنری این (-پرویز رجبی معماری ایـران در عـصر پهلوی،تهران،دانشگاه ملی،2535 شاهنشاهی
(-فرید ریک ریچاردز،صفرنامهء فرد ریچاردز،تـرجمهء مـهین دخـت صبا،مجموعه ایرانشناسی،تهران، ترجمه و نشر کتال،1343.
(-ع.روح بخشان،نقش دار الفنون در گسترش زبان فرانسوی در ایران»،لقـمان،سـال سـوم،شمارهء دوم،تهران،1368.
-Carla Serena,Hommes et cboses en Perse,Charpentier,1883.)
(علی اکبر سارمی«کهن آرائی امروز و نوگرائی دیروز»،کتاب تهران،ج 1،تـهران،روشـنفکران، 1370.
(-نسرین فقیه،آغاز معماری صنعتی ایران،تهران،کاتالک موزهء هنرهای معاصر تهران بدون تاریخ.
(-Dr,Peuvrier,Trois ???o lo cour de Perse,Paris,F.Iuven,1911.
(-سید مـحمد تـقی مصطفوی،آثار تاریخی ایران،انجمن آثار ملی،شمارهء 153،ج اول،تهران، 1361.
حبیب اللّه مختاری،تـاریخ بـیداری ایران،تهران دانشگاه تهران،1326.
(-Reza Mogtader,”Teheran dans ses murailles(1553-1990)”Bibliotheque Iranienne,vol.37..
(-پرویز مؤید عـهد،«نـگاهی چـند درباره مسائل شهرسازی»مجلهء هنر و مردم،شـمارههای 56-57،تـهران،1346
(-مهدی ممتحن الدوله،زندگینامه،به کوشش حسینقلی مشتاقی،تهران،امیر کبیر،1346.

